بحران بیکاری و اشتغال ناقص در ایالات متحده: چالشهای پیش رو
تعرفههای تجاری ترامپ، افزایش هزینههای بهداشت و مسکن، و رکود بازار کار، کارگران بیشتری را در آمریکا با چالشهای بقا و اشتغال ناقص مواجه کرده است.
بحران اشتغال ناقص و فشار هزینههای زندگی در آمریکا
مقاله به بررسی عمیق معضل اشتغال ناقص در ایالات متحده میپردازد، وضعیتی که در آن کارگران یا با وجود جستجوی کار تماموقت، صرفاً مشاغل پارهوقت پیدا میکنند، یا مشاغلی را میپذیرند که مهارتهای آنها را به طور کامل به کار نمیگیرد. این پدیده که پیشتر بیشتر در بخشهایی مانند رستورانداری یا خردهفروشی مشاهده میشد، اکنون به حوزههایی با منابع کمتر مانند بخش غیرانتفاعی نیز نفوذ کرده است. افزایش نرخ بیمه خدمات درمانی پس از عدم تمدید یارانههای بیمه سلامت، به علاوه تأثیر تعرفههای تجاری بر درآمد خانوارهای کمدرآمد، به شدت توانایی افراد برای پوشش هزینههای اساسی زندگی مانند مسکن و غذا را کاهش داده است.
داستانهایی مانند «بی سی داج» که پس از سابقه ۱۴ ساله در ارتباطات، به دلیل کاهش بودجه سازمانهای غیرانتفاعی وابسته به دولت فدرال شغل خود را از دست داد و مجبور به پذیرش کار پارهوقت با درآمد کمتر شد، نمونه بارز این وضعیت است. کارشناسان، از جمله میشل اورمور، کاهش فرصتهای شغلی جدید و رکود در بازار کار را تأیید میکنند. اخراجها در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱.۱ میلیون مورد رسید، در حالی که ایجاد شغل جدید نتوانست این روند را جبران کند، و این امر منجر به اسکان کارگران در مشاغل نامطلوب یا پارهوقت شده است.
عوامل مؤثر بر افزایش فشار اقتصادی
فشارهای اقتصادی از چند جهت بر نیروی کار وارد شده است:**
- تعرفههای تجاری: طبق تحلیل آزمایشگاه بودجه ییل، خانوارهای کمدرآمد درصد بالاتری از درآمد خود را صرف کالاهای مشمول تعرفه میکنند.
- افزایش هزینههای ضروری: عدم تمدید یارانههای بیمه سلامت منجر به افزایش متوسط ۱۴۴ درصدی حق بیمه برای برخی افراد شد.
- رکود بازار کار: کاهش شدید در اعلامیههای استخدام جدید توسط کارفرمایان، که در ژانویه به پایینترین حد ثبت شده رسید، نشاندهنده عدم تمایل به سرمایهگذاریهای بزرگ است.
- قطع بودجه فدرال: این امر به طور مستقیم بر سازمانهای غیرانتفاعی که تکیه زیادی بر قراردادهای دولتی دارند، تأثیر گذاشته و منجر به تعلیق استخدامها شده است.
وکیل ورشکستگی شخصی در کارولینای شمالی گزارش میدهد که به دلیل افزایش هزینهها و رکود بازار کار، شاهد افزایش بیسابقه درخواستهای ورشکستگی و توقیف املاک منازل بوده است.
پیامدهای بلندمدت و جستجوی ناکام
نرخ اشتغال ناقص در ایالات متحده در حال افزایش است و طبق گزارشها به ۸ درصد رسیده است. برای کارگرانی مانند داج یا یک حسابدار اوهایویی که مجبور شده است به کارهای موقت و حتی ظرف شستن روی بیاورد، جستجوی کار به یک فرآیند فرسایشی تبدیل شده است. آمار نشان میدهد که تعداد افراد شاغل پارهوقت به دلایل اقتصادی (ناتوانی در یافتن کار تمام وقت) در ژانویه ۴.۹ میلیون نفر بوده است. بسیاری از افراد در جستجوی کار به دنبال یک احساس همبستگی در رنج خود هستند، جایی که «اسکرول کردن در ردیت» و مشاهده روایتهای مشابه، تنها تسکینی برای اضطراب ناشی از جستجوی بیپایان و نامشخص برای یافتن «اشتغال حیاتی» است.
میشل اورمور اظهار داشته است: «افرادی که در حاشیه قرار دارند به طور کامل کنار گذاشته میشوند و این موضوع فشار را بر همه کسانی که برای بقا در شغلهای خود تقلا میکنند، افزایش میدهد.»


