افشای نقش آمریکا در ایجاد بحران کمبود دلار برای تحریک اعتراضات در ایران
وزیر خزانهداری آمریکا اذعان کرد که واشنگتن عمداً کمبود دلار ایجاد کرده است که منجر به سقوط ارزش ریال و اعتراضات گسترده در ایران شد و سرکوب خونینی به دنبال داشت.

اعتراف آمریکا به مهندسی بحران اقتصادی در ایران
اظهارات شوکهکننده “اسکات بسنت” وزیر خزانهداری ایالات متحده نشان داد که واشنگتن با مهندسی کمبود دلار در ایران، موجب سقوط آزاد ارزش ریال شده است. این اقدام، پایههای بحران اقتصادی شدید را فراهم کرد که در نهایت به اعتراضات گسترده مردمی دامن زد. در دسامبر ۲۰۲۵، پس از سقوط بیسابقه ریال در برابر دلار، اعتراضات ضد دولتی در ایران، از جمله در میان مغازهداران تهران، آغاز شد و به سرعت به استانهای دیگر گسترش یافت. پاسخ حکومت به این اعتراضات، سرکوبی گستردهای بود که منجر به کشته شدن هزاران نفر از معترضان شد.
کمبود دلار به وضعیتی اطلاق میشود که یک کشور برای تأمین نیازهای تجاری بینالمللی خود (مانند خرید نفت، ماشینآلات و پرداخت بدهیها) با کمبود دلار آمریکا مواجه میشود. به گفته “محمدرضا فرزنگان”، اقتصاددان، ایالات متحده با مسدود کردن دو کانال اصلی ورود ارز خارجی ایران—صادرات نفت و دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی—این کمبود را ایجاد کرد. تحریمهای ثانویه آمریکا هر نهاد جهانی را که با ایران به دلار معامله کند، تهدید کرده و مانع از ورود دلارهای جدید به بازار داخلی و مسدود شدن ذخایر موجود ایران در خارج از کشور میشود.
- سقوط ارزش ریال: در ژانویه ۲۰۲۶، نرخ ریال به ۱.۵ میلیون در برابر دلار رسید که نشاندهنده کاهش شدید نسبت به سال قبل بود.
- افزایش تورم: ناشی از کمبود ارز، قیمت کالاها، به ویژه مواد غذایی، به طور متوسط ۷۲ درصد افزایش یافت.
- فشار حداکثری دولت ترامپ: این استراتژی بخشی از کمپین «فشار حداکثری» دولت ترامپ برای فلج کردن اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به مذاکره مجدد درباره سیاستهای هستهای و منطقهای است.
- پیامدهای انسانی: این سیاست با هدف قرار دادن کل سیستم بانکی، کانالهای بشردوستانه برای دارو و غذا را نیز غیرقابل استفاده کرده و قدرت خرید مردم را نابود ساخته است.
- سختتر شدن دور زدن تحریمها: برخلاف تحریمهای گذشته، این رویکرد اقتصادی، ایران را به دلیل اتکای شدید به نفت و فقدان ذخایر متنوع، در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیرتر کرده است.
بسنت در کنگره اظهار داشت: «آنچه ما در خزانهداری انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در کشور بود... تورم منفجر شد و به همین دلیل مردم به خیابانها آمدند.»
فرزنگان بیان کرد: «استراتژی ایالات متحده به ویژه ویرانگر است زیرا مدیریت ریسک تجاری را علیه نیازهای بشردوستانه اهرم میکند. به طور خلاصه، استراتژی واشنگتن بازار کوچک ایران را به یک مسئولیت تجاری تبدیل میکند.»
این فشار اقتصادی با هدف ایجاد تغییر رژیم در ایران از طریق تضعیف بنیانهای اقتصادی آن صورت گرفته است. با این حال، کارشناسان معتقدند که تحریمهای اقتصادی به تنهایی به ندرت منجر به سرنگونی رژیمها میشوند. فقر حاکم بر زندگی روزمره مردم، اولویت بقا را بر دیگر مسائل قرار داده و ممکن است احتمال موفقیت انقلاب را کاهش دهد، هرچند که این اقدام به نابودی بلندمدت سرمایه انسانی کشور منجر شده است.


