بازسازی به عنوان ابزار جدید اسرائیل برای «انتقال خاموش» در غزه
کارشناسان هشدار میدهند که وعده بازسازی حق سرپناه را به ابزاری برای باجگیری سیاسی و تغییر جمعیتی ادعایی تبدیل میکند.
بازسازی غزه؛ ابزار جدید «انتقال خاموش»
تحلیلها نشان میدهند که روند بازسازی نوار غزه پس از جنگ، به جای احیای زندگی فلسطینیان، در حال تبدیل شدن به ابزاری برای «مهندسی مجدد» این منطقه است. برآورد میشود که بازسازی غزه، که ۹۲ درصد آن ویران شده، حدود ۷۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد، اما چالش اصلی در ورود مواد اولیه ساختمانی مانند سیمان و میلگرد است که اسرائیل آنها را مسدود کرده است. کارشناسان معتقدند که این کنترل بر مصالح ساختمانی، به یک «شیر سیمان» تبدیل شده که اسرائیل از طریق آن، کنترل سیاسی و امنیتی غزه را به دست میگیرد و از استراتژی اشغال نظامی مستقیم به سمت «حاکمیت بر اساس جریان» حرکت میکند. این وضعیت به اسرائیل اجازه میدهد تا «کنترل بدون مسئولیت» را اعمال کند، به گونهای که بر تمام شئونات زندگی روزمره در غزه نفوذ داشته باشد بدون آنکه تعهدات یک نیروی اشغالگر را بپذیرد.
لایههای باجگیری اقتصادی و سیاسی
به گفته تحلیلگران، سیاست اسرائیل در قبال بازسازی از سه لایه باجگیری تشکیل شده است: باجگیری امنیتی که جریان مصالح را منوط به «نظارت بلندمدت» میکند؛ باجگیری سیاسی که توزیع سیمان را برابر با توزیع مشروعیت برای یک اداره نیابتی مورد نظر اسرائیل میداند؛ و باجگیری آرامسازی که امید به بقا را به عنوان «پاداش» سکوت قرار میدهد. همچنین، فهرست اقلام «کاربرد دوگانه» مانع ورود مواد حیاتی از جمله لولههای فولادی و حتی برخی داروها شده است که این روند را برای دستیابی به هر پروژه ساختمانی به تأخیری نامحدود تبدیل میکند.
«بازسازی روز پس از جنگ نیست؛ بلکه ادامه جنگ با ابزارهای بوروکراتیک و اقتصادی است.»
مهندسی جمعیتی خاموش
برخی طرحهای پیشنهادی بینالمللی، مانند طرح «دولت صلح غزه» که توسط دولت ترامپ حمایت میشود، با تمرکز بر املاک ساحلی و مناطق صنعتی، به دنبال تغییر تمرکز مسئله فلسطین از یک موضوع «حقوق ملی» به یک «مسئله املاک و مستغلات» هستند. این رویکرد، به گفته کارشناسان، تلاشی برای «مهندسی جمعیتی خاموش» است تا غزه از نظر ملی «تهیشده» باقی بماند.
- برآورد سازمان ملل حاکی از آن است که پاکسازی آوارها به تنهایی ممکن است تا سال ۲۰۳۲ طول بکشد.
- طرحهای محلی مانند «طرح ققنوس» بر بازیافت آوار به عنوان منبعی برای احیای زمین تأکید دارند.
- اسرائیل از طریق مکانیسم تأیید پروژه به پروژه برای هر کیسه سیمان، بازسازی را به یک «پروژه دائمی» تبدیل کرده است.
- «سلاح کردن خود زمان» یکی از خطرناکترین جنبههای این سیاست است که فلسطینیان را به سمت «مهاجرت عقلانی» ناشی از فرسودگی میکشاند.
«اگر جتهای جنگنده نتوانستند آنها را جابهجا کنند، شاید انتظار کشیدن موفق شود.»
در نهایت، این استراتژی بر این فرض استوار است که جامعه بینالمللی در برابر «تأخیر بوروکراتیک» سکوت میکند، در حالی که بمبارانها منجر به محکومیت میشوند. در نتیجه، بازسازی به جای امید، به یک ساختار فرسایشی تبدیل شده است که هدف نهایی آن، جابجایی ایده خانه فلسطینی از طریق مهندسی فضای زندگی است.


