مذاکرات مسقط ایران و آمریکا تنها زمان خرید، نه توافق
مذاکرات اخیر در مسقط دیپلماسی را احیا کرد، اما بیاعتمادی زیاد و فشار نظامی این پرسش را مطرح میسازد که چقدر زمان باقی مانده است.
مذاکرات مسقط: خریدن زمان به جای رسیدن به توافق
دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، که اولین تماس دیپلماتیک سطح بالا بین دو کشور از زمان حملات مشترک به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ بود، نتوانست به هیچ پیشرفتی دست یابد. طرفین موضعگیریهای اولیه خود را حفظ کردند؛ ایران بر تمرکز صرف بر پرونده هستهای اصرار داشت، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک چارچوب جامع شامل موشکهای بالستیک و گروههای مسلح منطقهای بود. اهمیت این نشست در ادامهدار بودن کانال ارتباطی و برگزاری جلسات آتی در همان محل قبلی بود، اما تداوم به معنای پیشرفت نیست، زیرا شکاف میان وضعیت فعلی و آنچه برای دستیابی به توافق لازم است، همچنان بسیار زیاد باقی مانده است.
دیپلماسی تحت اسکورت نظامی
یکی از جنبههای چشمگیر دور مسقط، حضور آدمیرال برد کوپر، فرمانده سنتکام آمریکا، با لباس کامل نظامی در میز مذاکرات بود. این اقدام سیگنالی واضح مبنی بر دیپلماسی انجام شده در سایه نیروی نظامی بود، نه جایگزینی برای آن. حضور ناوگروه آبراهام لینکلن در دریای عرب تقویتکننده این پیام بود. واشنگتن از این امر به عنوان اهرم فشار استفاده کرد و رئیسجمهور آمریکا اظهار داشت که ایران به شدت نیازمند توافق است و در غیر این صورت، عواقب بسیار سنگینی در انتظارش خواهد بود. این نوع دیپلماسی که شبیه اولتیماتوم است، ممکن است فوریت ایجاد کند اما به احتمال زیاد اعتماد مورد نیاز این روند را به وجود نخواهد آورد.
ریشههای بیاعتمادی و فشار اقتصادی
لغو یکجانبه توافق هستهای توسط آمریکا در سال ۲۰۱۸، اعتماد ایران به دوام تعهدات آمریکا را بهشدت خدشهدار کرد. این بیاعتمادی متقابل، شرایط اصلی هر توافق آینده است. حتی ساعات پس از پایان مذاکرات، وزارت امور خارجه آمریکا تحریمهای جدیدی علیه ۱۴ فروند کشتی ناوگان سایه درگیر در حمل و نقل نفت ایران اعمال کرد. این همزمانیِ مذاکره و اعمال فشار حداکثری، آنچه تهران میترسد را تأیید کرد؛ یعنی امتیازدهی بدون دریافت تخفیفهای اولیه در تحریمها.
- مذاکرات مستقیم: یکی از مهمترین تحولات، گرچه کماهمیت جلوه کرد، دیدار مستقیم فرستاده ویژه آمریکا با وزیر امور خارجه ایران بود که شکلی غیرمستقیم از گذشته را شکست و نشان داد که طرفین به محدودیتهای مذاکرات غیرمستقیم در مباحث فنی پی بردهاند.
- موضع غنیسازی: ایران موضع حداکثری آمریکا مبنی بر “غنیسازی صفر” را رد کرد و گفتگوها روی رقیقسازی ذخایر اورانیوم موجود متمرکز شد.
- بازنگری در چارچوب منطقهای: کشورهای مصر، ترکیه و قطر چارچوبی شامل توقف غنیسازی به مدت سه سال و خروج اورانیوم غنیشده را پیشنهاد کردند، هرچند تهران این موارد را غیرقابل پذیرش دانسته است.
عمان این مذاکرات را با صداقت بیشتری «تلاش برای ایجاد شرایط مناسب برای ازسرگیری مذاکرات دیپلماتیک و فنی» توصیف کرد.
آزمونهای هفتههای آتی
فوری بودن زمانبندی دور دوم مذاکرات نشان میدهد که واشنگتن معتقد است پنجره دیپلماتیک در حال بسته شدن است. تعیین اینکه آیا این فوریت منجر به محتوا میشود یا فقط سرعت مییابد، به چند آزمون بستگی دارد:
۱. محدوده مذاکرات: آیا در دور دوم مجدداً بر سر اینکه آیا فقط مسائل هستهای یا مسائل منطقهای نیز پوشش داده شوند، بحث خواهد شد؟ ۲. کاهش یا حفظ سطح نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، نشاندهنده ارزیابی واشنگتن از روند دیپلماسی است. ۳. اگر واشنگتن همچنان بین دورهای مذاکره تحریمهای اقتصادی جدیدی اعمال کند، تهران این را دلیلی بر نمایشی بودن دیپلماسی خواهد دانست.


