سبک غیرقابل پیشبینی ترامپ در مذاکره: اهرم فشار یا هزینه گزاف؟
تحلیل سبک مذاکره دونالد ترامپ؛ او معتقد است غیرقابل پیشبینی بودن اهرم فشار است، اما این رویکرد، متحدان و رقبای او را فرسوده کرده و هزینههایی در پی دارد.

تحلیل سبک مذاکره غیرقابل پیشبینی دونالد ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، همواره خود را یک معاملهگر زبردست معرفی کرده و باور دارد که کلید پیروزی در مذاکرات، نگه داشتن طرف مقابل در حالت عدم تعادل از طریق غیرقابل پیشبینی بودن است. این استراتژی که شامل تهدیدها، عقبنشینیهای ناگهانی و چرخشهای مکرر است، به دیدگاه او اهرم فشاری قدرتمند میبخشد؛ با این حال، شواهد نشان میدهند که این سبک هزینههای سنگینی را بر روابط بینالمللی و اعتماد متحدان تحمیل کرده است.
یک سال پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری فرضی ترامپ، این تاکتیکها نه تنها رقبای او، بلکه شرکای سنتی ایالات متحده را نیز فرسوده ساخته است. برخی تحلیلگران معتقدند این رفتار دمدمی مزاج باعث شده است برخی ترجیح دهند تا پایان دوره او صبر کنند یا کلاً فاصله بگیرند، زیرا مذاکره جدی بر سر محتوا در سایه تغییرات لحظهای خلقوخوی رئیسجمهور بیفایده به نظر میرسد. این رویکرد در حوزههایی مانند سیاست خارجی، تعرفههای تجاری و مهاجرت مشهود بوده است.
- سبک غیرقابل پیشبینی بودن از نظر منتقدان، در واقع اضطراب درباره چشمانداز انتخاباتی ترامپ است تا یک استراتژی معاملاتی سازنده.
- نمونههایی چون تغییر ناگهانی موضع ترامپ درباره جریمه دانشگاه هاروارد یا تهدید به تصرف گرینلند، نشاندهنده ماهیت غیرقابل اعتماد بودن این رویکرد است.
- متحدان آمریکا، مانند کانادا، اظهار کردهاند که روابط با دیگر قدرتها (نظیر چین) در سایه رفتارهای ایالات متحده قابل پیشبینیتر شده و نتایج ملموستری به همراه داشته است.
- مقامات کاخ سفید این سبک را عامل دستیابی به توافقهای تجاری و صلحی میدانند، اما حتی برخی متحدان خصوصی اذعان دارند که این عدم ثبات هزینه اقتصادی دارد.
- تداوم جنگهای تجاری و تهدید به اعمال تعرفهها صرفاً بر اساس خلقوخوی رئیسجمهور، اعتماد کشورها به پایبندی آمریکا به تعهداتش را کاهش داده است.
به گفته تیموتی ال. اوبراین، زندگینامهنویس ترامپ: «چیزی که ترامپ آن را غیرقابل پیشبینیبودن مینامد، در واقع اضطراب دربارهٔ چشمانداز انتخاباتی خودش است.»
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در داووس اظهار داشت: «امروز دربارهٔ فروپاشی نظم جهانی، پایان یک خیال خوشایند و آغاز واقعیتی خشن صحبت میکنم؛ واقعیتی که در آن ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ دیگر تحت هیچ محدودیتی نیست.»
در نهایت، در حالی که طرفداران ترامپ این صراحت را نوعی «گفتن واقعیت» تلقی میکنند، این عدم قطعیت مستمر، شرکای تجاری و سیاسی را بیشتر به سمت ایجاد ائتلافهای پایدار با یکدیگر یا حرکت به سمت قدرتهای رقیب سوق میدهد تا اعتماد کامل به تعهدات ناپایدار واشنگتن در دوره ریاستجمهوری او.


