تحلیل نگاه بدبینانه ایران به سیاست فلسطینی کشورهای عربی از منظر سید هادی برهانی
بررسی انتقادی نگاه غالب ایرانیان به رویکرد کشورهای عربی نسبت به مسئله فلسطین، با تمرکز بر ایرادات نظری و عملی این دیدگاه بدبینانه و تاثیرات آن بر سیاست منطقهای.
نقد نگاه ایرانی نسبت به سیاست فلسطینی کشورهای عربی
نگاه رایج و غالب در ایران نسبت به «سیاست فلسطینی کشورهای عربی» به اعتقاد سید هادی برهانی، استاد مطالعات اسرائیل دانشگاه تهران، بدبینانهترین نگاه در جهان است. این مقاله کاوشی انتقادی برای کالبدشکافی این طرز تفکر نافرجام است که نه تنها منافع ملی ایران و کشورهای عربی را به خطر انداخته، بلکه به طور معکوس، موقعیت اسرائیل را برای پیشبرد سیاستهای منطقهای خود تقویت کرده است. این بدبینی نه تنها در سطوح رسمی و گفتمان مقامات، بلکه به طور گسترده میان طبقات مختلف جامعه و به طور نگرانکنندهای در میان نخبگان علمی کشور رواج دارد.
ابعاد نظری نقد
بعد نظری نقد بر این ایده متمرکز است که همدستی کشورهای عربی با اسرائیل، از نظر منطقی قابل دفاع نیست. صهیونیسم اساساً ایدئولوژیای ضد عربی است که ضربات جبرانناپذیری بر جغرافیای عربی و چهره اعراب در جهان وارد کرده است؛ از تصاحب سرزمین فلسطین و یهودیسازی تا حملات نظامی و سیاسی. در چنین شرایطی، واکنش منطقی هر ملتی، دشمنی و مخالفت شدیدتر با اسرائیل است. این دیدگاه که اعراب را «خائن»، «ذلیل» و «پست» جلوه میدهد، اغلب ریشه در نژادپرستی و عربستیزی دارد که در توجیه این تفاوت میکوشد تا اعراب را از نظر کیفی پایینتر از سایر ملتها قلمداد کند.
شواهد تاریخی حمایت عربی
بعد عملی تحلیل نشان میدهد که تاریخ مسئله فلسطین — که در جهان به عنوان “Arab-Israeli Conflict” شناخته میشود — مملو از حمایتها و هزینههای هنگفت کشورهای عربی بوده است. این حمایتها در سه حوزه اصلی بوده است:
- حوزه نظامی: بخش اعظم جنگهای بزرگ علیه اسرائیل از جمله ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ توسط طرفهای عربی صورت گرفت و نزدیک به ۹۹ درصد شهدای تاریخ جنگ با اسرائیل رزمندگان و شهروندان عرب تشکیل میدهند.
- حوزه اقتصادی و سیاسی: تأمین مالی مبارزات فلسطینی و مدیریت تحریمهای سیاسی علیه اسرائیل، مانند تحریم نفتی ۱۹۷۳، عمدتاً توسط کشورهای عربی انجام شد. اکثریت کشورهایی که اسرائیل را به رسمیت نمیشناسند، کشورهای عربی هستند.
- مورد مصر: این کشور با حضور در پنج جنگ بزرگ، متحمل بیشترین خسارات و تلفات در تاریخ مبارزه با اسرائیل شده است.
“عقل سلیم حکم می کند این جهان ضربه خورده و آسیب دیده شاهد بیشترین دشمنی و مخالفت نسبت به اسرائیل و بیشترین حمایت از ملت فلسطین باشد.”
دلایل نادیده گرفتن واقعیتها در ایران
عدم مشاهده این حقایق در ایران، به دو دسته عوامل اساسی بازمیگردد:
- شکستهای مکرر و عقبنشینیها: شکستهای سنگین نظامی کشورهای عربی در برابر برتری کیفی و کارآیی لجستیکی و اطلاعاتی اسرائیل (که از حمایت آمریکا برخوردار است) آنها را وادار به عقبنشینی از مواضع قاطع گذشته کرد؛ مثلاً به رسمیت شناختن اسرائیل توسط مصر.
- روایتهای ساختگی و تحریف واقعیت: این روایت شامل نادیده گرفتن دستاوردهای مهمی مانند اشغال قدس توسط ارتش اردن در ۱۹۴۸ یا آزادسازی بخشی از بلندیهای جولان در ۱۹۷۳ است. همچنین، نقش رهبرانی چون جمال عبدالناصر و ملک فیصل کمرنگ شده و تنها شکستهایی مانند انورسادات و یاسر عرفات بزرگنمایی میشود.
“واقعیت این است که در تمامی نبردها با اسرائیل، این رژیم از حیث کیفیت و کارآیی بر دشمنان خود برتری چشمگیری داشته است.”
هدف استراتژی پیرامونی
این نگاه بدبینانه، برخلاف آنکه ظاهری فلسطینگرایانه دارد، در عمل به نفع سیاستهای اسرائیل بوده است. در دورههای پهلوی و پس از انقلاب، تمرکز بر ضدیت با کشورهای عربی (چه به بهانه تندروی یا سستی در مبارزه)، سبب شد تا وزن ایران در منطقه علیه کشورهای عربی درگیر شود، که این دقیقاً در راستای استراتژی پیرامونی (Periphery Strategy) اسرائیل برای شکستن محاصره اعراب از طریق ائتلاف با قدرتهای غیرعربی همچون ایران و ترکیه بود. این کژتابی در فهم مسئله، باعث شده است که دشمنترین دشمنان اسرائیل به عنوان دوستان آن دیده شوند و از ظرفیت عظیم ضدصهیونیستی جهان عرب غافل شویم.
نتیجهگیری: کشورهای عربی، با تمام ضعفها، بار اصلی مبارزه تاریخی با اسرائیل را به دوش کشیدهاند و نباید آنها را به دلیل شکستها خائن شمرد. این نگاه بدبینانه نه تنها مغایر حقایق تاریخی است، بلکه مانع از درک ظرفیت واقعی جهان عرب در خاورمیانه میشود.


