خاطرات میلسپو: نقش نفت آمریکا در ایران ۱۹۴۴؛ عاملی آتشافروز به جای ماده حیاتبخش
تحلیل خاطرات آرتور میلسپو درباره سیاست اقتصادی آمریکا در قضیه نفت ایران در سال ۱۹۴۴، که به جای کمک، عاملی تنشزا بود. تمرکز بر عدم مداخله و اقدامات وزارت خارجه آمریکا.
نفت ایران از منظر خاطرات آرتور میلسپو
این متن برگرفته از قسمت صد و چهل و پنجم خاطرات آرتور میلسپو، کارشناس مالی آمریکایی است که در سالهای ۱۹۲۲-۱۹۲۷ و ۱۹۴۲-۱۹۴۵ برای اصلاح مالیه ایران استخدام شده بود. میلسپو تجربههای مستقیمی از سیاستگذاریهای اقتصادی و مداخلات خارجی در ایران در دوران جنگ جهانی دوم دارد. او تأکید میکند که سیاست اقتصادی آمریکا در قضیه نفت، تصویری برجسته از خود نشان داد که اغلب با اهداف اعلام شده در تضاد بود. در حالی که نفت در اهداف ملی ایالات متحده در خاورمیانه جایگاه ویژهای داشت، میلسپو معتقد است که در ایران سال ۱۹۴۴، این مسئله بیشتر جنبه “آتشافروزی” داشت تا یک “ماده حیاتبخش” برای کشور.
نکته شگفتآور از دیدگاه میلسپو این است که دولت آمریکا در اوج جنگ و در یک منطقه بیثبات، برای کسب امتیاز نفت اقدام نمود. این اقدام بدون مشورت قبلی با اتحاد شوروی صورت گرفت، با وجود اینکه همکاری نزدیکی بین سه قدرت بزرگ و دسترسی مساوی به مواد خام وجود داشت، مگر اینکه یک امتیاز پنهان با انگلستان در کار بوده باشد.
- سیاست اقتصادی آمریکا در خاورمیانه و لزوم دستیابی به منابع نفتی.
- تناقض بین تصمیمات وزارت خارجه آمریکا مبنی بر عدم مداخله و اقدامات بعدی در توزیع کالاها.
- نقش آرتور میلسپو در اصلاحات مالیه ایران طی دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰.
- مخالفت میلسپو با پیشنهاد وزارت خارجه در مورد استفاده از مجاری بخش خصوصی برای توزیع سریع کالاها در ایران.
- درخواست امتیاز نفت توسط آمریکا در بحبوحه جنگ جهانی دوم در منطقهای حساس.
وی مینویسد: “نفت در هدفهای ملی آمریکا در خاورمیانه مکان بخصوصی داشت ولی در ایران سال ١٩٤٤ این بخش از برنامه ما بیش از آنکه ماده ای حیات بخش باشد آتش افروز بود.”
میلسپو همچنین به تلگراف وزارت خارجه در مورد عاجل بودن پخش کالاهای اساسی اشاره میکند که ظاهراً با تصمیم قبلی مبنی بر عدم مداخله در امور داخلی ایران تضاد داشت.
این خاطرات تصویری از تعارض منافع قدرتهای بزرگ بر سر منابع استراتژیک مانند نفت در دوران جنگ جهانی دوم ارائه میدهد. دخالتهای اقتصادی که با عنوان کمک یا مدیریت بحران آغاز میشد، اغلب اهداف ژئوپلیتیکی پنهانی را دنبال میکرد که میتوانست ثبات مناطق حساس مانند ایران را به خطر اندازد. تمرکز بر کسب امتیازات نفتی در شرایط حساس، نشاندهنده اولویت قرار گرفتن منافع سهمبندی منابع بر همکاریهای بینالمللی گستردهتر بود.


