کاهش ۲.۵ متری تراز آب دریای خزر در ۲۸ سال: کاسپین در خطر خشکسالی
مطالعات جدید نشان میدهد تراز آب دریای خزر از سال ۱۳۷۴ تا کنون بیش از ۲.۵ متر افت کرده است؛ روندی نگرانکننده که سالانه حدود ۹ سانتیمتر کاهش را نشان میدهد و پیامدهای جدی زیستمحیطی و اقتصادی دارد.
بحران خشک شدن دریای خزر و افت بیسابقه تراز آب
مطالعات اخیر مؤسسه تحقیقات آب زنگ خطر جدی را در خصوص وضعیت دریای خزر (کاسپین) به صدا درآورده است. نتایج نشان میدهد که طی ۲۸ سال اخیر، بهطور میانگین سالانه ۹ سانتیمتر از تراز آب این پهنهی آبی عظیم کاسته شده که مجموعاً به افت بیش از ۲.۵ متر از سال ۱۳۷۴ تاکنون منجر شده است. این کاهش سطح، یکی از پایینترین سطوح ثبتشده تاریخی خزر محسوب میشود؛ بهطوری که تنها در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، حدود ۹۰ سانتیمتر از سطح آب کم شده است. در مجموع، حدود ۳۶۰ میلیارد مترمکعب از حجم آب دریای خزر در چهار سال گذشته کاسته شده که رقمی معادل چندین برابر مصرف سالانه آب در ایران تخمین زده میشود. اگر روند فعلی ادامه یابد، پیشبینی میشود که تراز آب در سالهای آتی باز هم کاهش یافته و به رکوردهای پایینتری برسد.
علل اصلی کاهش تراز آب
افت تراز آب خزر ناشی از مجموعهای از عوامل اقلیمی و محیطی است. دکتر معصومه بنیهاشمی، مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر، اشاره میکند که نوسانات طبیعی همیشه وجود داشته، اما آنچه اکنون مشاهده میشود، یک روند کاهشی پایدار و بحرانی است که عمدتاً تحت تأثیر تغییرات اقلیمی جهانی قرار دارد. دلایل اصلی عبارتند از:
- افزایش دمای سطح آب: در ۹ سال گذشته، میانگین دمای سطح خزر بالاتر از حد نرمال بوده که منجر به افزایش چشمگیر میزان تبخیر سالانه از سطح دریا شده است.
- کاهش ورودی آب: اصلیترین منبع تأمین آب خزر، رودخانه ولگا است که تغییرات اقلیمی بر روانابهای آن تأثیر منفی گذاشته و ورودی کلی آب را کاهش داده است.
- کاهش بارشها: تغییر در چرخهی هیدرواقلیمی منطقه، میزان بارش مستقیم بر سطح دریا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
پیشبینیهای نگرانکننده برای آینده
پژوهشهای در حال اجرا، از جمله مدلسازیهای مبتنی بر سناریوهای اقلیمی و بهکارگیری هوش مصنوعی، ترسیمکنندهی چشماندازی تیره تا افق ۲۰۵۰ هستند. در سناریوی میانی، پیشبینی میشود که تراز آب خزر تا ۲۵ سال آینده حدود ۳ متر دیگر افت کند و در حالت بدبینانه این کاهش میتواند از ۴ متر فراتر رود. این کاهش سطح به معنای عقبنشینی گسترده خطوط ساحلی و کمعمقتر شدن تدریجی دریا خواهد بود.
«حاصل تحلیلهای بلندمدت مؤسسه تحقیقات آب نشان میدهد خزر بهتدریج در حال گذار از یک سامانه با نوسانات طبیعی بلندمدت به سامانهای بهشدت متأثر از تغییر اقلیم جهانی است.»
پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی
پیامدهای این افت سطح برای کشورهای حاشیه، بهخصوص سواحل جنوبی (مانند ایران) بسیار جدی است. زیرساختهای حیاتی نظیر بنادر تجاری، تأسیسات شیلات، مسیرهای دریانوردی و مناطق گردشگری ساحلی مستقیماً در معرض تهدید قرار دارند. همچنین، بروز تغییرات بنیادین در سیمای ساحلی و زیستبومهای حساس منطقه، معیشت صیادان و اشتغال وابسته به دریا را به خطر میاندازد.
- تهدید اکوسیستمهای ساحلی: خشک شدن بخشهایی از سواحل و افزایش شوری موضعی آب.
- آسیب به زیرساختها: بنادر، تأسیسات انرژی و مسیرهای حمل و نقل دریایی با چالش مواجه میشوند.
- بحرانهای اجتماعی-اقتصادی: تأثیر مستقیم بر معیشت ساکنان مناطق ساحلی.
مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر معتقد است: «رویکرد اصلی کشورهای ساحلی و نهادهای مسئول نباید بر تلاش برای بازگرداندن تراز گذشتهی دریا متمرکز باشد، بلکه بر سازگاری هوشمندانه با شرایط جدید تمرکز کند.»
نتیجهگیری: بحران تراز آب دریای خزر یک چالش منطقهای است که ناشی از پدیده جهانی تغییر اقلیم شدت یافته است. با توجه به پیشبینیها، تمرکز باید بر مدیریت تبعات کاهش سطح آب و همگامسازی برنامهریزیهای توسعهای با شرایط جدید هیدرولوژیک این دریاچه عظیم باشد.



