میدان میان بدن رنجکشیده و بدن شاهد در نمایش «توی همین تاریکی»
نمایش «توی همین تاریکی» اثر ارژنگ طالبینژاد با کارگردانی مهیار جوادیها، تماشاگر را به تجربهای از بدن بیماران اماس میبرد و مرز بین تماشاگر و بازیگر را محو میکند. این اجرا با استفاده از صدا و فضاسازی، مغز جمعی را شبیهسازی میکند.

نمایش «توی همین تاریکی»: تجربهای از بدن بیمار
نمایش «توی همین تاریکی» نوشته ارژنگ طالبینژاد و به کارگردانی مهیار جوادیها، تماشاگر را وارد دنیای بیماران مبتلا به اماس میکند. این اثر از ابتدا با چینش صندلیها به صورت یکیدرمیان بین بازیگران و تماشاگران آغاز میشود و به تدریج تماشاگر از نقش مهمان به عضو یک «مغز جمعی» تبدیل میشود.
ساختار اجرا و تأثیر روی تماشاگر
- طراحی فضای اجرا شبیه دستگاه عصبی است که هر صندلی یک نورون و هر حرکت یک انتقال پیام محسوب میشود
- بازیگران از صداهای ضبطشده خود استفاده میکنند که اعترافات گذشتهشان را در لحظه اجرا تکرار میکنند
- تماشاگر در تاریکی مطلق، حضور بدن خود را درکنار بدن بیمار حس میکند و مرز بین سالم و بیمار محو میشود
«این تن من نیست که داره حرف میزنه. تاریکیه که دهنشو باز کرده» «تنتو بهم قرض بده، دارم تنتو ازت میگیرم»
نمایش به جای ارائه راه حل درمان، بر همبدن شدن موقت و ایجاد درک مشترک از رنج تأکید میکند. درنهایت، این اثر تمرینی برای دیدن شیوهای دیگر از بودن در جهان است که در آن زندگی با وجود تکهتکه بودن زمان و حافظه ادامه مییابد.




