چگونه سرمایهداری جهانگستر شد؟ مقدمهای بر نظریه سیستم جهانی والرشتاین
مقالهای درباره نظریه سیستم جهانی امانوئل والرشتاین که به تحلیل گسترش سرمایهداری جهانی میپردازد. این نظریه در حوزه جامعهشناسی تاریخی و تاریخ اقتصادی قرار دارد و بر نابرابریهای توسعه بین کشورها تأکید دارد.

نظریه سیستم جهانی والرشتاین
نظریه سیستم جهانی امانوئل والرشتاین یک دیدگاه کلان جامعهشناختی است که به تبیین پویاییهای اقتصاد جهانی سرمایهداری به عنوان یک نظام اجتماعی کامل میپردازد. این نظریه که در سال ۱۹۷۴ مطرح شد، ترکیبی از جامعهشناسی تاریخی و تاریخ اقتصادی است و به دلیل تأکید بر توسعه نابرابر بین کشورها، مورد استقبال نظریهپردازان توسعه قرار گرفته است.
- نظریه سیستم جهانی سه بلوک فکری اصلی دارد: مکتب آنال، مارکسیسم و نظریه وابستگی
- والرشتاین از فرنان برودل روش تاریخی بلندمدت را اقتباس کرد
- این نظریه بر تقسیم کار جهانی بین مناطق هستهای، نیمه پیرامونی و پیرامونی تأکید دارد
- مبادله نابرابر موجب انتقال مازاد از پیرامون به هسته میشود
- سیستم جهانی با ریتمهای چرخهای و مبارزات طبقاتی جهانی مشخص میشود
والرشتاین مینویسد: «توانایی انسان برای مشارکت هوشمندانه در تکامل سیستم خود به توانایی او از درک کل جهان بستگی دارد».
«به طورکلی، در یک درگیری عمیق، نگاه افراد ستمدیده به واقعیت زمان حال تیزتر است. زیرا به نفعشان است که به درستی درک کنند تا نفاق حاکمان را برملا کنند».
این نظریه به عنوان یک رویکرد بینرشتهای، توجه محققان تاریخ، انسانشناسی، مطالعات فرهنگی و توسعه را به خود جلب کرده و همچنان در تحلیل پویاییهای جهان معاصر کاربرد دارد.




