پرسش در مورد اجرای احکام قطعی پرونده چای دبش و عدم علنی بودن دادگاه تخلفات فرزند صدیقی
تحلیل نقد فسادستیزی نمایشی در ایران و پرسش درباره عدم اجرای احکام قطعی پروندههایی مانند چای دبش و عدم شفافیت در دادگاههای مربوط به نزدیکان مقامات.

فسادستیزی نمایشی و دوگانههای قضایی در ایران
این گزارش به انتقاد از فسادستیزی گزینشی در ایران میپردازد و اشاره میکند که برخی جریانهای سیاسی، مبارزه با فساد را به ابزاری برای هویتسازی سیاسی تبدیل کردهاند، نه یک اصل حقوقی واقعی. نکته کلیدی شکاف بین ادعا و عمل است؛ بهعنوانمثال، با وجود قطعی بودن احکام پرونده چای دبش برای دو وزیر دولت رئیسی، این احکام اجرا نمیشوند و دادگاه مربوط به تخلفات فرزند معاون قوه قضاییه (اشاره به آقای صدیقی) به صورت علنی برگزار نشده است.
- فسادستیزی واقعی با شفافیت آغاز میشود، اما در عمل شفافیت قضایی زمانی که به نزدیکان و همجناحیها مربوط میشود، نادیده گرفته میشود.
- برگزاری دادگاههای علنی با استانداردهای واقعی از اصول پایهای شفافیت قضایی است که در پروندههای حساس مشاهده نمیشود.
- تجربه دادگاههای ویژه مبارزه با فساد در دوره ریاست آقای رییسی نشان داد که صرف علنی بودن، بدون نظارت مستقل، ضامن عدالت نیست.
“فسادستیزی تا آنجا ارزشمند تلقی میشود که بتوان از آن بهرهبرداری سیاسی کرد؛ نه بیشتر.” “فسادستیزی بدون شفافیت، عدالت نیست؛ بازی قدرت است.”
در نتیجه، این رویکرد گزینشی نه تنها به مبارزه واقعی با فساد کمک نمیکند، بلکه اعتماد عمومی را فرسوده کرده و فاصله بین مردم و نظام قضایی را افزایش میدهد. حل این معضل نیازمند اجرای معیارهای واحد قضایی و پاسخگویی شفاف است.




