سیاست در ایران باستان به معنای رام کردن قدرت است/ «دادگری»؛ تمنای تاریخی ایرانیان
در نشست «ایران باستان و ایرانی معاصر» بررسی شد که مفهوم سیاست در متون کهن ایرانی مانند «عهد اردشیر» به معنای رامکردن قدرت بوده و «دادگری» محور اصلی اندیشه سیاسی ایرانیان در طول تاریخ است. این تحلیل به چهار جریان فکری معاصر و نسبت آنها با تاریخ ایران میپردازد.

تحلیل سیاست و دادگری در تاریخ ایران
نشست «ایران باستان و ایرانی معاصر» با حضور جعفر حسنخانی در کتابخانه مجلس برگزار شد که به بررسی مفهوم سیاست و دادگری در تاریخ ایران پرداخت. وی اشاره کرد که در متون کهن ایرانی مانند «عهد اردشیر»، سیاست به معنای رام کردن قدرت به کار رفته و نهاد دولت با هدف مهار قدرت شکل گرفته است.
چهار جریان فکری معاصر
- غرباندیشی: انسان ایرانی در مواجهه با غرب مدرن خود را فاقد عقل و دستاورد میدید
- ایرانشناسی شرقشناسانه: بررسی ایران با عینک غربی و تحقیر تاریخ آن
- غربشناسی: فردید با طرح این پرسش که چرا ایران باید همواره ابژه باشد؟
- ایراناندیشی: ظهور انسان ایرانی به عنوان فاعل شناسایی در انقلاب اسلامی
«تنها آنچه تاریخ ندارد، قابل تعریف است» - ارجاع به نیچه
وی تأکید کرد که انقلاب اسلامی نتیجه خودآگاهی تاریخی ایرانیان و امتداد جستوجوی دیرینه برای عدالت بوده است. در تاریخ ایران، هرگاه حکمرانان از محور دادگری فاصله گرفتهاند، با طرد جامعه مواجه شدهاند.
ویژگیهای بنیادین اندیشه ایرانی
- مواجهه انتقادی و گزینشگری در برخورد با فرهنگهای دیگر
- تداوم تمنای جمعی دادگری از دوره باستان تا امروز
- پیوند عمیق مهر و عدالت در سیاستاندیشی ایرانی
«جهان بر بداندیش تنگ آوریم» - فردوسی
این پژوهشگر نتیجه گرفت که ایران یک ایده حامل مفاهیم عدالتمحور است و نقطه کانونی تداوم تاریخی آن، دادگری بوده است.




