جوان ۳۴ ساله، معمار توسعه ایران: چگونه سلطانیزم توسعه و سلسله شاهنشاهی را منقرض کرد
بررسی کتاب «سلطانیزم علیه بوروکراسی» که روایت دلایل شکست توسعه در دهه ۴۰ ایران را ارائه میدهد. این کتاب به تضاد بین تکنوکراسی و ارادهگرایی محمدرضا شاه پرداخته و نشان میدهد چگونه حذف کارشناسان مستقل به افول نظام اداری منجر شد.
تحلیل کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی
کتاب «سلطانیزم علیه بوروکراسی» به روایت علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دوران پهلوی، پرده از دلایل شکست توسعه در ایران دهه ۴۰ برمیدارد. عالیخانی که در سن ۳۴ سالگی به وزارت اقتصاد رسید، معمار اصلی رشد اقتصادی ایران با نرخ رشد دورقمی و تورم زیر ۵ درصد بود. او در این کتاب تضاد بنیادین بین تکنوکراسی (حکومت متخصصان) و سلطانیزم (ارادهگرایی فردی شاه) را تحلیل میکند.
محورهای اصلی تحلیل
- تضاد تکنوکراسی و سلطانیزم: شاه ابتدا به متخصصان میدان داد اما به تدریج با غلبه روحیه سلطانیزم، نهادهای برنامهریز را تحت انقیاد درآورد
- شخصیت محوری عالیخانی: تحصیلکرده فرانسه که وزارتخانههای صنایع و بازرگانی را ادغام و پایههای صنعت ایران را بنیان نهاد
- سناریوی توسعه alternative: اگر رویکرد عالیخانی تداوم مییافت، ایران میتوانست به «کره جنوبی منطقه» تبدیل شود
- نقش مخرب درآمد نفت: افزایش درآمدهای نفتی باعث شد شاه احساس کند نیازی به تکنوکراتهای مستقل ندارد
«شاه فکر میکرد با پول نفت میتواند زمان را بخرد و بر قوانین اقتصاد غلبه کند، اما در نهایت همان پول نفت و همان خودرایی، سیستم را از درون متلاشی کرد.»
«زمانی که یک سازمان یا کشور صدای کارشناسان مستقل خود را به نفع ارادهگرایی وفاداران خاص رقم میزند، در واقع در حال امضای حکم افول خویش است.»
استعفای عالیخانی در سال ۱۳۴۸ نقطه عطفی در تاریخ اداری ایران بود که نماد پیروزی سلطانیزم بر تکنوکراسی محسوب میشود. این کتاب درسی بزرگ برای مدیریت معاصر ایران است که نشان میدهد حذف صداهای کارشناسی مستقل به اضمحلال سیستم میانجامد.



