جابهجایی مفهوم بهرهبرداری اقتصادی با حیات فرهنگی: خطایی بنیادین
مقاله به نقد اظهارات شهرام ناظری درباره مولانا در ترکیه میپردازد و تأکید میکند که آیینهای نمایشی جایگزین ریشه فرهنگی نمیشوند. حیات فرهنگی مولانا در ایران از طریق زبان، آموزش و فرهنگ عمومی تداوم یافته است.

جابهجایی مفهوم بهرهبرداری اقتصادی با حیات فرهنگی
این مقاله به انتقاد جدی از اظهارات اخیر شهرام ناظری در قونیه میپردازد که ادعا کرده مولانا در ترکیه «زنده نگه داشته شده» و اگر در ایران میبود به فراموشی سپرده میشد. نویسنده این سخنان را تحریفی آشکار از واقعیت تاریخی و فرهنگی ایران میداند که القاکننده این گزاره نادرست است که ایران در پاسداشت میراث فرهنگی خود ناتوان بوده است.
- حیات فرهنگی مولانا در ایران از طریق زبان فارسی، آموزش، پژوهش و فرهنگ عمومی تداوم یافته است
- بهرهبرداری اقتصادی از نمادهای فرهنگی در قالب صنعت گردشگری (مانند مراسم قونیه) را نمیتوان معادل حیات فرهنگی دانست
- آیینهای نمایشی و مراسم دولتی نمیتوانند جایگزین ریشه فرهنگی، تداوم زبانی و عمق تمدنی شوند
- سخنان ناظری از جایگاه یک هنرمند تأثیرگذار میتواند روایت تحقیرآمیز از فرهنگ ایران را تقویت کند
- مولانا محصول حوزه تمدنی فارسیزبان است و هر کشوری که از نام او بهره میبرد وامدار این بستر فرهنگی است
"فرهنگ ایران با نمایش زنده نمانده و نخواهد ماند؛ با ریشه زنده است."
"مولانا نه متعلق به دولتهاست و نه نیازمند «زنده نگه داشته شدن» توسط ساختارهای رسمی."
سادهسازی تاریخ و تقلیل فرهنگ به نمایش، خط قرمزی است که نباید از سوی چهرههای فرهنگی نادیده گرفته شود.




