انقلاب فلاطوری در قلب حکمت: چگونه اندیشه قرآنی فلسفه یونان را دگرگون کرد؟
تحلیل دیدگاههای عبدالجواد فلاطوری در کتاب «دگرگونی بنیادی فلسفه یونان» که نشان میدهد متفکران مسلمان فلسفه یونانی را در افق اندیشه قرآنی بازتفسیر کردند و شیوهای نوین از اندیشهورزی بنیان نهادند.
دگرگونی بنیادی فلسفه یونان در اندیشه اسلامی
عبدالجواد فلاطوری در کتاب مهم خود نشان میدهد که فلسفه اسلامی صرفاً ادامه فلسفه یونانی نیست، بلکه دگرگونی بنیادی در شیوه اندیشیدن به واقعیت است. به باور فلاطوری، متفکران مسلمان آموزههای یونانی را در پرتو اندیشه قرآنی بازخوانی کردهاند و سنت فلسفی منحصربهفردی پدید آوردهاند.
تفاوت شاکلههای اندیشه یونانی و قرآنی
- فلسفه یونانی: مبتنی بر «زمان سامانبخش» و پرسش از مبدأ درونبود امر حاضر
- اندیشه قرآنی: مبتنی بر رابطه خالق و مخلوق با تأکید بر آفرینش دفعی و غیرفرآیندی
تحلیل مفاهیم کلیدی
- زمان: در فلسفه یونانی «خرنس» به عنوان ساماندهنده حرکت و علیت، اما در قرآن «وقت» به مثابه ظرف تحقق امور
- کون: در اندیشه قرآنی به معنای تحقق دفعی شیء در «آنجا» بدون فرآیند تدریجی
- فیض: تبدیل از جریان درونی علت به «جود» و اراده بیواسطه الهی در فلسفه اسلامی
«متفکران مسلمان نه فلسفه یونانی را بهطور مطلق پذیرفتند و نه رد کردند، بلکه آن را در افق اندیشۀ قرآنی بازخوانی کردند»
«در قرآن، موجودات نه در ارتباط با زمان سامانبخش، بلکه به صورت مکانگونه از فعل خداوند پدید میآیند»
این اثر فلاطوری اهمیت امروزی فراوانی دارد زیرا ما را از روایتهای سادهانگارانه تاریخ فلسفه دور میکند و نشان میدهد که گفتوگوی سنتها برخورد شاکلههای اندیشه است.

