بشکن طلسم صورت: راز «سنگی بر گوری» و نیاز به بازخوانی آن
تحلیلی بر کتاب «سنگی بر گوری» اثر جلال آلاحمد، اثری جسورانه که مسأله عقیمبودن را به تراژدی اجتماعی تبدیل کرد. این کتاب با نگاهی موشکافانه به سنتهای جامعه میپردازد و پس از گذشت چهار دهه از انتشار، همچنان بحثبرانگیز است.

تحلیل کتاب «سنگی بر گوری» جلال آلاحمد
کتاب «سنگی بر گوری» که در زمستان ۱۳۴۲ نوشته شد اما در سال ۱۳۶۰ منتشر گردید، یکی از صادقانهترین آثار جلال آلاحمد محسوب میشود. این اثر به عنوان یک اعترافنامه عریان و تلخ اما مسئولانه، به مسأله عقیمبودن و پیامدهای اجتماعی آن میپردازد.
- جسارت در پرداختن به موضوعات ممنوعه: کتاب با رویکردی واقعبینانه وارد حوزههایی شده که کمتر نویسندهای جرأت نزدیک شدن به آن را داشته است
- واکنشهای متفاوت: از زمان انتشار تاکنون با reactions مختلفی از ستایش تا اتهامات شدید روبرو شده است
- لایه زیرین داستان: اعتراض به جامعهای است که رجولیت را تنها در تولیدمثل میداند
- کالبدشکافی روانشناختی: بررسی ضمیر ناخودآگاه یک زن و شوهر و در همان حال جامعه
- تمثیل نسل رفوزه شده: نسلی که با همه تلاشهایش نتوانسته تغییر اساسی ایجاد کند
“صورت دل را میرباید، اما سیرت جان و جهان را میسازد و به پیش میراند.” “بشکن طلسم صورت، بگشای چشم سیرت - تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته”
این کتاب نه یک حدیث نفس ساده، بلکه جهشی معرفتی است که تجربه شخصی را به سطح تراژدی عمومی ارتقا میدهد. ارزش اصلی اثر در صراحت و دقت آن در کالبدشکافی جامعه و سنتهایش نهفته است.




