تهرانِ زشت؛ روایت تکاندهنده یک شاهد عینی از اوایل دهه ۴۰
روایتی متفاوت از تهران دهه ۴۰ که پشت ویترین نوسازی، چهرهای مغشوش از گرد و خاک مزمن، خیابانهای نیمهمخروب و ساختمانسازی بینظم را به تصویر میکشد.
تهران دهه ۴۰: روایتی از پشت ویترین نوسازی
در زمانی که اغلب نوشتهها تهران را «زیبا» و نماد پیشرفت میخواندند، نویسندهای با امضای «ناظر» در دیماه ۱۳۴۳ روایتی خلاف جریان غالب ارائه داد. او به «تهران زشت» پرداخت و کوشید نشان دهد پشت ویترین نوسازی، چه چهرهی مغشوش و آزاردهندهای پنهان است.
مشکلات اصلی تهران آن دوران:
- گرد و خاک مزمن محصول خیابانهای نیمهمخروب و پیادهروهای رهاشده
- حفاریهای بیپایان و جویهای کثیف
- ساختمانسازی بینظمی که هیچ نظارتی بر آن نبود
- تبدیل پارک ساعی به «جنگل تیرآهن» به جای حفظ جنگل طبیعی
- شهرکسازیهای بیمنطق در بیابانها
- گسترش گدایی ناشی از فقر و آشفتگی حیرتانگیز عبور و مرور
«گرد و خاک تهران به اندازهایست که در چند دقیقه پوست تمیز بدن کثیف میشود، کفش واکسخورده از جلا میافتد و اتومبیل شستهشده با پوششی از گرد و خاک آلوده میشود!»
«تهران را باغوحشی بزرگ میبیند؛ شهری که انسان و ماشین در آن بینظم، زیگزاگوار و فرساینده در حرکتاند.»
این روایت تصویری تکاندهنده از چالشهای شهری تهران در دورهای ارائه میدهد که ظاهرا در اوج پروژههای نوسازی قرار داشت.
