تحلیل خوابهای ترامپ برای منطقه و اهداف سیاسی او
تحلیل سیاستهای دونالد ترامپ پس از مسئله موشکی، تمرکز بر تغییر رژیم در ایران از طریق ابزارهایی مانند توییت، شایعهسازی و ترور مسئولان، و بررسی موازنه قدرت منطقهای.

تحلیل سیاستهای منطقهای ترامپ و نفوذ آمریکا
این مطلب به بررسی چشمانداز سیاستهای دونالد ترامپ در قبال منطقه و جمهوری اسلامی ایران میپردازد و تاکید میکند که هدف اصلی پس از حل مسئله موشکی، دستیابی به تغییر رژیم در ایران است. نویسنده پیشبینی میکند که این هدف صرفاً از طریق حمله نظامی دنبال نخواهد شد، بلکه ابزارهای دیگری از جمله انتشار توییتهای خبرساز، شایعهسازی، و حتی ترور هدفمند مسئولان میتواند نقش مهمی در پیشبرد این سیاستها ایفا کند.
در حال حاضر، موازنه قدرت منطقهای میان ایران و متحدانش (حزبالله، حماس، سوریه) در برابر آمریکا و اسرائیل به چالش کشیده شده است. عواملی نظیر جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات مردمی در داخل ایران و تغییر شرایط فروش نفت، این موازنه را تحت تأثیر قرار دادهاند. با این وجود، تحلیلگر اشاره میکند که ایران هنوز قدرت بازدارندگی خود را از دست نداده است؛ موشکهای ایران، تسلط بر تنگه هرمز (مسئولیت حمل ۳۰ درصد نفت جهان) و قدرت نیروی زمینی دستنخورده، موانعی جدی در برابر هرگونه تجاوز نظامی محسوب میشوند.
مسائل هستهای و موشکی به مثابه موانع اصلی
اختلافات هستهای میان ایران و آمریکا ظاهراً جزئیتر از آن است که منجر به جنگ شود و بعید به نظر میرسد که پس از جنگ ۱۲ روزه، هستهای هدف اصلی باشد. نکته کلیدی، توان موشکی ایران است که از دیدگاه تحلیلگر، قابل مذاکره نیست؛ زیرا واگذاری آن به معنای آسیبپذیری کامل و از دست دادن موجودیت ایران تلقی میشود. در صورتی که این مسئله حل شود، احتمالاً هدف بعدی، برکناری حکومت خواهد بود.
نکته قابل تأمل در شخصیت ترامپ، رویکرد وی مبتنی بر تصویرسازی و تهدید است. او ممکن است با دستیابی به امتیازاتی ظاهری مانند تعلیق موقت غنیسازی (همچون دوران خاتمی) و اعلام صفر شدن غنیسازی، آن را دستاوردی بزرگ برای خود تلقی کرده و بهرهبرداری سیاسی کند، حتی اگر دستاورد واقعی اندکی داشته باشد. این رویکرد در داخل ایران نیز با استقبال برخی گروهها مواجه شده که به وعدههای ترامپ دل بستهاند.
“ترامپ پس از حل مسئله موشکی دنبال تغییر رژیم در ایران خواهد بود و الان هم هست و این بودن فقط حمله نظامی نیست شلیک کردن، توییت خبرسازی، شایعهسازی و همچنین ترور هدفمند مسئولان جمهوری اسلامی میتواند خیلی تاثیرگذار باشد.”
ابعاد دیپلماتیک و قدرت منطقهای
اگر ایران چرخش اساسی در سیاست خارجی نداشته باشد، دیپلماسی فعلی کممعنی خواهد بود، مگر اینکه موازنه تهدید بر پایه قدرت موشکی و اهمیت استراتژیک تنگه هرمز حفظ شود. هر حکومت جدیدی نیز برای ثبات در منطقه باید این موازنه را حفظ کند، در غیر این صورت اسرائیل میتواند با بهانههای کوچک عملیاتی علیه ایران انجام دهد، همانطور که در سوریه رخ میدهد.
در خصوص انتقال اورانیوم غنیشده، جمهوری اسلامی احتمالاً روسیه را بر ترکیه ترجیح میدهد، اگرچه در نهایت، اگر راهکارهایی برای کاهش تنشهای کوتاهمدت ارائه شود، ممکن است تهران به مصالحهای حتی با ترکیه نیز رضایت دهد.
- بازدارندگی ایران: موشکها، تنگه هرمز و قدرت زمینی ایران عوامل اصلی حفظ موازنه قدرت در برابر آمریکا و متحدانش هستند.
- هدف استراتژیک آمریکا: تمرکز بر حل مسئله موشکی (به عنوان مانع نهایی) برای زمینهسازی جهت تغییر رژیم در ایران.
- روشهای فشار ترامپ: استفاده از توئیت، شایعه و ترور به جای صرفاً حمله نظامی مستقیم.
- پذیرش تعلیق: ایران ممکن است تعلیق غنیسازی را بپذیرد تا از تشدید تنش جلوگیری کند، مشروط بر اینکه این امر منجر به امتیازدهیهای استراتژیک نشود.
- نفوذ داخلی: تصویرسازیهای ترامپ در میان برخی گروههای داخلی مشتری داشته و بر بازار ایران تأثیر میگذارد.

