شورش اعراب علیه دکترین «قربانی مقدس» و چرایی تغییر میز مذاکره
بررسی دلایل تغییر رویه کشورهای عربی از میز جنگ به میز مذاکره در مسقط با ایران و آمریکا؛ این تغییر ناشی از درک آنها از نقش خود به عنوان خاکریز یکبارمصرف برای امنیت اسرائیل بود.
تغییر معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه با مذاکرات عمان
مذاکرات دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی در مسقط، نقطهعطفی در معادلات غرب آسیا با محوریت بازنگری استراتژیک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود. این نشست، که برگزاری آن تا کمتر از ۴۸ ساعت قبل غیرممکن به نظر میرسید، علیرغم حضور طرفین میزبان، خبر اصلیاش در بیرون اتاق مذاکره رقم خورد. آنچه این گفتگو را ممکن ساخت، نه تغییر رفتار تهران، بلکه «لحظهی حقیقت» در ریاض و ابوظبی بود؛ لحظهای که پایتختهای عربی دریافتند در سناریوی ایدهآل تلآویو و واشنگتن، آنها نه شرکای استراتژیک، بلکه «خاکریزهایی یکبارمصرف» برای مهار موشکهای ایران تلقی میشوند.
دکترین امنیتی سنتی کشورهای عربی مبنی بر «تأمین مالی در برابر تضمین نظامی غرب» زیر فشار اصرار اسرائیل بر خلع سلاح موشکی ایران دچار فروپاشی شد. حاکمان عرب با این واقعیت هولناک مواجه شدند که زیرساختهای حیاتی و سرمایهگذاریهای چندین دهه آنها، در صورت وقوع جنگ، در برابر پاسخهای نامتقارن ایرانی عملاً بیدفاع باقی میمانند تا «امنیت مطلق اسرائیل» تأمین شود. آنها دریافتند که در نقشهی جنگی ائتلاف غرب و اسرائیل، خودشان «گوسفند قربانی» هستند.
- اعتراض گسترده ۹ کشور عربی: درخواست آنها از کاخ سفید مبنی بر محدود شدن مذاکرات صرفاً به موضوع هستهای، تلاشی برای «غریزه بقا» بود. آنها به آمریکا اولتیماتوم دادند که یا مذاکره محدود باشد، یا در ائتلاف نظامی علیه ایران شرکت نکنند و حریم هوایی را ببندند.
- شکست استراتژی نیابتی اسرائیل: این اقدام بزرگترین شکست استراتژیک اسرائیل محسوب میشود، زیرا نشان داد همسایگان عرب حاضر نیستند برای «امنیت مطلق» اسرائیل جان خود را به خطر اندازند و عملاً اسرائیل را در برابر کابوس موشکی ایران تنها گذاشتند.
- دیپلماسی با زبان قدرت ایران: ایستادگی تیم دیپلماسی ایران در عدم مذاکره درباره موضوعات دفاعی نظیر موشک و پهپاد، همراه با نمایش آمادگی برای پاسخگویی نظامی، محاسبات هزینه-فایده را برای غرب تغییر داد و آمریکا را وادار به پذیرش واقعیت کرد.
- آسیبپذیری امنیت اجارهای: اصرار کشورهای عربی بر تفکیک پروندهها، علیرغم تریلیونها دلار سرمایهگذاری، ثابت کرد که پول لزوماً نفوذ سیاسی لازم برای تضمین بقا را نمیخرد و زنگ خطری برای آینده روابط غرب و اعراب است.
«آنچه امروز در عمان رخ میدهد، محصول یک بازبینی دردناک و استراتژیک در ذهنیت حاکمان جهان عرب است.»
تحلیل ترازنامه بازیگران نشان میدهد که کشورهای عربی با نجات زیرساختهای خود از نابودی حتمی، بزرگترین برنده این تغییر تاکتیکی بودند. در مقابل، اسرائیل با شکست استراتژی «یکی کردن پروندهها» تنهاترین بازیگر منطقه شده است. ایران نیز موفق شد بازدارندگی موشکی خود را به عنوان خط قرمز پذیرفتهشده تثبیت کند.
«آنها محاسبه کردند که همزیستی با یک ایرانِ هستهایِ کنترل شده و دارای قدرت موشکی و پهپادی، کمخطرتر از ورود به جنگی است که در آن، شهرهای شیشهای خلیج فارس ویران شوند تا اسرائیل احساس امنیت کند.»
نتیجه این مذاکرات، هرچه باشد، ساختار امنیتی خاورمیانه را تغییر داده است. اعراب با اقدام خود یک ضلع سوم—«ضلع بقای ملی»—در منطقه ایجاد کردند و نشان دادند که در پای بقایشان، حاضرند زیر میز بازیهای آمریکا و اسرائیل بزنند. این حرکت نماد پیروزی «رئالیسم» بر سیاست «امنیت اجارهای» غرب در منطقه است.
