کنترل داراییهای عراق به عنوان اهرم فشار ژئوپلیتیک بر ایران و بدهی بغداد به تهران
فشار آمریکا بر عراق با تهدید به قطع دسترسی به دلارهای نفتی، توان بغداد برای پرداخت بدهیهای انرژی به ایران را تضعیف کرده است. این موضوع مستقیماً اقتصاد عراق و روابط منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.

بحران بدهی عراق و فشار ژئوپلیتیک آمریکا
روابط انرژی میان ایران و عراق پس از ۲۰۰۳ و برای تأمین زیرساختهای حیاتی عراق به برق و گاز ایران وابسته شد. این وابستگی ساختاری، عراق را در برابر فشارهای تحریمی ایالات متحده آمریکا آسیبپذیر ساخته است. هسته اصلی این فشارها، تهدید به محدود کردن دسترسی عراق به درآمدهای دلاری حاصل از صادرات نفت است؛ اهرمی قدرتمند که مستقیماً شاهرگ اقتصاد تکمحصولی عراق را هدف گرفته است. این مکانیسم کنترل سهمگین، از طریق حسابهای دلاری عراق نزد فدرال رزرو نیویورک اعمال میشود و واشنگتن از آن برای وادار کردن بغداد به کاهش روابط اقتصادی با ایران، به ویژه در بخش انرژی، استفاده میکند.
این سیاست، مصداق بارز “سلطه دلاری” به عنوان ابزار ژئوپلیتیک است. همزمان با فشار بر جریان دلاری، آمریکا شبکه مالی عراق را نیز تحت فشار قرار داده و دهها بانک عراقی را به اتهام دور زدن تحریمها علیه ایران یا عدم رعایت استانداردهای مبارزه با پولشویی، تحریم کرده است. این اقدامات موجب انباشت بدهیهای عراق به ایران، که برآورد میشود حدود دو تا سه میلیارد دلار برای انرژی باشد، و همچنین رونق بازار سیاه ارز در عراق شده است. در نتیجه، دولت عراق در تنگنای سختی میان فشارهای خارجی و نیاز داخلی مردم به برق پایدار قرار گرفته است.
پیامدهای این وضعیت:
- انباشت بدهیها: ناتوانی در پرداخت به موقع بهای گاز و برق وارداتی از ایران.
- بیثباتی داخلی در عراق: قطع یا کاهش تأمین انرژی منجر به خاموشیهای گسترده و نارضایتیهای اجتماعی میشود.
- خفگی سیستم بانکی: تحریم بانکهای عراقی فرآیند پرداختهای قانونی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
“هسته مرکزی فشارهای امریکا بر بغداد، تهدید به قطع یا محدودیت شدید دسترسی بغداد به درآمدهای دلاری حاصل از صادرات نفت است؛ اهرمی قدرتمند که مستقیم بر شاهرگ اقتصاد تکمحصولی عراق اثر گذاشته است.”
راهحلهای جایگزین و گذار از دلار:
مقامات ایرانی و عراقی در جستجوی راههایی برای دور زدن این انحصار دلار هستند. این تلاشها شامل:
- مبادلات تهاتری و استفاده از ارزهای ملی (دینار و ریال)، اگرچه پوششدهی حجم بالای معاملات انرژی چالشبرانگیز است.
- چرخش به شرق و استفاده از ارزهای جایگزین مانند یوان یا روبل، با توجه به تعمیق همکاریهای منطقهای.
- ایجاد مکانیسمهای پرداخت منطقهای مستقل برای غرب آسیا.
“فشار حداکثری آمریکا بر عراق، بدون در نظر گرفتن پیامدهای فاجعهبار آن بر زندگی میلیونها شهروند عادی عراقی و ثبات داخلی این کشور، نه تنها نفوذ ایران را کاهش نخواهد داد، بلکه میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقهای که سالها از جنگ و ناامنی رنج برده است، بینجامد.”
گذرا از سیستم دلاری یک فرآیند پیچیده است، اما تنوعبخشی به کانالهای پرداخت به یک ضرورت امنیتی برای کشورهای تحت فشار یکجانبه تبدیل شده است. این بحران نشان میدهد که استفاده از امنیت انرژی یک ملت به عنوان گروگان اهداف ژئوپلیتیک، ثبات کل منطقه خاورمیانه را به خطر میاندازد.



