خاطرات ناصرالدینشاه: امروز به عرایض و کارهای صاحبدیوان رسیدگی شد
الی غروبی بیرون بودم. هوا مِه و ابر بود، چنان سرد بود که همچه چیزی دیده نشده بود. آبگرم حمام بلغاری، تا به زمین میرسید فورا یخ میکرد. دنیا و اجرام فلکی همه یخ بود.
متاسفیم!
این مقاله غیرقابل پردازش است. ممکناست این موضوع مرتبط به محتوای خبر/مقاله باشد. برای مطالعه به منبع مراجعه کنید.

