مقایسه اظهارات مهدی چمران درباره جانباختگان و واقعیت جامعه
تحلیل اظهارات مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، مبنی بر «نداشتن جانباخته» در اعتراضات و استفاده از واژه «محارب» و بررسی شکاف میان مدیریت شهری و واقعیت جامعه داغدار.

تحلیل شکاف میان مدیریت شهری و واقعیت اجتماعی تهران
اظهارات اخیر مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، مبنی بر اینکه در اعتراضات اخیر «جانباختهای نداریم» و افراد جانباخته را «محارب» خوانده است، بازتابدهنده یک شکاف عمیق میان ساختار مدیریتی و واقعیتی است که جامعه تهران با آن دست و پنجه نرم میکند. این موضعگیری، فراتر از یک خطای کلامی، نشاندهنده فاصله گرفتن رئیس شورای شهر از عزای جمعی و انکار تلخیهای موجود است. در حالی که نهادهای رسمی کشور، از جمله وزارت کشور دولت چهاردهم و بنیاد شهید، به وجود جانباختگان و حتی استفاده از واژه «شهید» برای بخشی از آنها اشاره کردهاند، انکار اصل فقدان توسط مقام ارشد شهری، پاک کردن صورتمسئله به نظر میرسد.
شورای شهر به عنوان نهادی که قرار است نماینده زیست روزمره مردم باشد، مکلف است با واقعیتهایی مانند آرامستانها و خانوادههای داغدار سروکار داشته باشد. عدم توانایی یا تمایل رئیس این نهاد به استفاده از زبان همدردی حتی در حداقل شکل رسمی، سوال جدی درباره ماهیت نمایندگی او ایجاد میکند. اصرار بر واژه «محارب» در جامعهای که ماههاست زخم سوگ را حمل میکند، نه تنها جنبه حقوقی ندارد بلکه نمکی بر زخم باز محسوب میشود و صرفاً به تشدید شکاف اجتماعی دامن میزند.
- اظهارات چمران تضادی آشکار با مواضع رسمی حاکمیت دارد که بخشی از کشتهشدگان را قربانی تروریسم یا اغتشاش سازمانیافته خوانده است.
- انکار کامل وجود جانباخته، بیمسئولیتی در قبال حافظه جمعی جامعه تلقی میشود.
- لحن استفاده شده در جامعه زخمخورده، به جای آرامشبخشی، موجب فرسایش اعتماد عمومی میشود.
- شورای شهر با این مواضع از نهاد گفتگو به تریبونی برای انکار رنج شهروندان تبدیل میشود.
- استفاده از واژه «محارب» بدون طی فرآیند قضایی، نشاندهنده فروپاشی مرزهای نهادی و بیمسئولانه بودن موضعگیری است.
«اصرار بر واژه «محارب» نه تبیین حقوقی است و نه آرامکننده افکار عمومی. این واژه، آن هم از زبان یک مقام شهری، بیش از هر چیز نمک پاشیدن بر زخمی است که هنوز باز است.»
«انکار جانباختگان، نه قدرت میآورد و نه اقتدار؛ فقط فاصله میسازد. فاصلهای که دیر یا زود، خودش را به شکل بحرانهای عمیقتر نشان خواهد داد.»
در نهایت، این سخنان نه تنها به ثبات کمکی نمیکنند، بلکه تصویری خشن، بیاعتنا و دور از واقعیت از نهاد شورای شهر ارائه میدهند. انکار واقعیتهای عینی، بهویژه مرگ و سوگ، منجر به رادیکالتر شدن حافظه جمعی و انباشتهتر شدن خشم عمومی میگردد. این گسست خطرناک میان ساخت قدرت و جامعه، برای جریانهای مسلط نیز مفید نخواهد بود و هزینههای امنیتی و اجتماعی را چند برابر میکند.


