بررسی دلایل اشتباه بودن پیشبینیهای صادق زیباکلام در مسائل سیاسی
تحلیل چرایی نادرست بودن تحلیلها و پیشبینیهای صادق زیباکلام در مورد اعتراضات، سیاست خارجی و شخصیتهایی مانند رضا پهلوی، و پاسخهای او به این انتقادات.
تحلیل اعتبار پیشبینیهای سیاسی صادق زیباکلام
در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از پیشبینیها و تحلیلهای سیاسی صادق زیباکلام، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در عرصه سیاست خارجی، آنگونه که انتظار میرفت محقق نشده است. این تکرار موجب شده است تا منشأ این پیشبینیهای نادرست مورد پرسش قرار گیرد؛ آیا این تحلیلها ناشی از سادگی، هوشمندی حسابشده، یا صرفاً بیان آرزوها است؟ زیباکلام در مصاحبهای تأکید میکند که پیشبینیهایش نه از سر کنایه سیاسی است و نه از سر سادگی، بلکه او آنچه را که تحلیل میکند، بیان مینماید و برایش اهمیتی ندارد دیگران او را بیسواد بدانند اگر تحلیلش عملی نشد. او منتقدان را به دو دسته تقسیم میکند: تحلیلگرانی که بر اساس باورهای ایدئولوژیک خود تحلیل میکنند (مانند تحلیلگران صداوسیما) و خود که متعهد به واقعیتبینی است، حتی اگر به ضررش تمام شود. او مثال میزند که بزرگترین منتقد عملکرد فلسطینیان در غزه بوده است.
تضاد میان باورسازی و واقعیتبینی
یکی از محورهای اصلی بحث در مورد زیباکلام، تفاوت میان تحلیل بر اساس واقعیت و تحلیل بر اساس آرزوهاست. منتقدان معتقدند کار تحلیلگر، دیدن واقعیتها است، حتی اگر با باورهای شخصی او در تضاد باشد. زیباکلام میپذیرد که تحلیل بر اساس آرزوها یک واقعیت در میان تحلیلگران است، اما خود را متعهد به واقعیتها میداند. او در واکنش به وقایع دیماه ۱۴۰۴ اشاره میکند که اگرچه اعتراضات به فروپاشی منجر نشد، اما سطح بالای خشونت در آن مقطع بیسابقه بود و حتی برای بسیاری از جمله خودش، باورنکردنی بود. او همچنین تأکید میکند که نظریه او در مورد سقوط شاه در سال ۵۷ بر این اساس بود که شاه کشتار نکرد؛ اگر کشتار میکرد، سقوط رخ نمیداد و هدف کتابش توضیح همین خودداری شاه از خشونت بود.
- بزرگترین نقد به تحلیلهای زیباکلام، عدم تطابق آنها با واقعیتهای جاری سیاسی و اجتماعی است.
- آرمانهای انقلاب ۵۷ شامل آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد و مطبوعات آزاد بود، اما گفتمانهای دیگر جایگزین آنها شد.
- زیباکلام پیشبینی میکند مادامی که سیاستها تغییر نکند، احتمال تکرار اعتراضات وجود دارد به دلیل شکاف عمیق فرهنگی و اقتصادی موجود در جامعه امروز که در سال ۵۷ وجود نداشت.
- او معتقد است دموکراسی امری تدریجی است و با انقلاب به دست نمیآید، چرا که تجربه تاریخ معاصر ایران نشان داده است.
- در مورد رضا پهلوی، زیباکلام همچنان او را فاقد اعتقاد به دموکراسی میداند و معتقد است پذیرش او محصول سوءمدیریت داخلی است و جریان سلطنتطلب ساختاری غیردموکراتیک دارد.
- او اعتقاد دارد حتی در صورت وقوع جنگ تمامعیار با آمریکا، نظام جمهوری اسلامی سقوط نخواهد کرد، چرا که حدود ۱۶ میلیون نفر حامی جدی آراء محافظهکارانه هستند که باید در محاسبات لحاظ شوند.
«من امروز معتقد نیستم که از طریق انقلاب، لزوماً به دموکراسی میرسیم.»


