تحلیل اظهارات اخیر ترامپ درباره مذاکره با ایران: عقبنشینی یا تاکتیک دیپلماسی نظامی؟
رئیسجمهور آمریکا با توصیف مذاکرات مسقط به «بسیار خوب» و امضای فرمان اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران، رویکرد متناقضی نشان داد که تحلیلگران آن را تاکتیک فشاری برای کسب امتیاز بیشتر میدانند.

تحلیل رویکرد چندوجهی ترامپ در مذاکرات با ایران
آخرین اظهارات دونالد ترامپ در خصوص مذاکرات با ایران، که هم شامل توصیف مثبت از گفتوگوها در مسقط به عنوان «بسیار خوب» بود و هم همزمان شامل امضای فرمان اجرایی اعمال تعرفه گمرکی ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران، یک رویکرد چندوجهی را نمایان میسازد. این ظاهر متناقض، در باطن بر این فرض استوار است که افزایش فشار، نتیجه بهتری در میز مذاکره به همراه خواهد داشت. تحلیلگران این استراتژی را نوعی «دیپلماسی نظامی» مینامند که با عواملی نظیر اعزام ناوهای بیشتر به منطقه و حضور فرمانده سنتکام در دور جدید گفتگوها تقویت میشود. نکته قابل تأمل در سخنان اخیر ترامپ، تأکید بر این بود که عجلهای ندارد و با محدود ماندن مذاکرات به پرونده هستهای مشکلی ندارد. این ادعاها از منظر خوشبینانه تلاشی برای خروج کمهزینه از وعدههای پیشین حمله است، اما در نگاه بدبینانه، میتواند صرفاً یک تاکتیک دیپلماتیک برای خرید زمان جهت تکمیل آمادگیهای نظامی و اطلاعاتی باشد.
تمرکز صرف بر پرونده هستهای
اینکه واشنگتن فعلاً بر پرونده هستهای تمرکز کرده است، به معنای عقبنشینی از مطالبات کلیدی در مورد برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای ایران نیست. تجربه مذاکرات قبلی نشان میدهد که ترامپ بر موضوعی تمرکز میکند که به تصویرسازی او کمک کند؛ در این مورد، پرونده هستهای. منطق رفتاری مشابهی که در مذاکرات غزه دیده شد، جایی که تمرکز اصلی بر آزادی گروگانها بود و خلع سلاح حماس در آن مقطع شرط اصلی توافق نشد، میتواند در قبال ایران نیز تکرار شود. ممکن است ترامپ ابتدا امتیازات حداکثری در حوزه هستهای را هدف قرار دهد و سپس در آستانه توافق نهایی یا پس از آن، اجرای رفع تحریمها را به موضوعات دیگر گره بزند.
مطالبات کلیدی و چشمانداز توافق
پذیرش مذاکره صرفاً هستهای، تضمینکننده دستیابی به توافق آسان نیست. ترامپ بعید است بدون تحقق خواستههایی که برای او تصویری «برنده» بسازد، تن به توافق دهد. این مطالبات شامل صفرسازی غنیسازی، خروج ذخایر اورانیوم غنیشده و اعمال محدودیتهای سختگیرانه میشود. حتی در صورت حل ظاهری مسئله غنیسازی، عبارت ترامپ مبنی بر اینکه ایران «هرگز نباید سلاح اتمی داشته باشد»، در عمل میتواند به معنای «هرگز نباید غنیسازی داشته باشد» تلقی شود.
«الگوی محتمل ترامپ، گرفتن امتیازات نقد و دادن امتیازات نسیه است.»
ابهامات در رفع تحریمها
حتی در صورت دستیابی به توافقی در چارچوب هستهای، پرسش اساسی باقی میماند: آیا مابهازای واقعی و کلان در حوزه رفع تحریمها به ایران داده خواهد شد؟ به نظر میرسد رفع کامل تحریمها به مجموعه اختلافات عمیقتر با جمهوری اسلامی گره خورده است که حل یکباره آنها غیرممکن است. در نتیجه، احتمالاً وعدههای مکتوب در سطح نظری داده میشود اما در عمل، برداشتن مؤثر تحریمها بعید به نظر میرسد.
- رویکرد کنونی، ترکیبی از فشار اقتصادی و دیپلماسی تحت عنوان «دیپلماسی نظامی» است.
- تأکید بر عدم عجله ترامپ میتواند تاکتیکی برای خرید زمان جهت آمادگیهای بیشتر باشد.
- تمرکز بر پرونده هستهای لزوماً به معنای رها کردن مطالبات موشکی و منطقهای نیست.
- احتمال دریافت امتیازات نقد در برابر دادن امتیازات نسیه در حوزه رفع تحریمها وجود دارد.
- چشمانداز روشنی برای یک توافق پایدار برد_برد و کنار رفتن گزینه نظامی در حال حاضر دیده نمیشود.
«وضعیت بهشدت پیچیده است و فعلا چشمانداز روشنی برای یک توافق پایدار برد ــ برد و کنار رفتن گزینه نظامی دیده نمیشود.»
در نهایت، پیچیدگیهای موجود در این مذاکرات نشان میدهد که مسیر پیش رو ملئی از تاکتیکهای متقابل است و هرگونه اظهارنظر مثبت باید با دیده تردید به سیاستهای بلندمدت واشنگتن نگریسته شود.


