خاطرات ناصرالدینشاه: مفتیهای بغداد با دنبک برای طلب باران به مصلا رفتند
روایت ناصرالدینشاه قاجار از سفر به آشتیان و وقایع روزانه، از جمله خبر رسیدن مفتیهای بغداد به مصلا برای نماز طلب باران به دلیل خشکسالی در عراق.
مروری بر خاطرات ناصرالدینشاه قاجار در سفر به آشتیان
این یادداشت روزانه برگرفته از خاطرات ناصرالدینشاه قاجار مربوط به جمعه ۱۹ ذیقعده ۱۲۸۷ قمری (۲۱ بهمن ۱۲۴۹ شمسی) است که در طی سفر به منطقه آشتیان ثبت شده است. شاه در این روز از خواب برخاسته و همراه با همراهان خود، از جمله حسامالسلطنه و اعتضادالسلطنه، به بحث درباره امور دولتی پرداختهاند. مسیر حرکت در جلگهای وسیع و صاف با چشمانداز کوههای مرتفع در اطراف، از جمله مناطقی که قریههای کنگران و معدن سنگ در آنجا قرار دارند، توصیف شده است. شاه به فراوانی آهو در این جلگه اشاره میکند و شکارهای انجام شده توسط همراهان، مانند سیاچی، روایت میشود. ناهار در مسیر صرف شده و در این حین، یحییخان مشغول خواندن روزنامه بوده و گفتگوهایی عجیب میان همراهان شکل گرفته است.
خشکسالی عراق و طلب باران شیعیان و سنیها
یکی از نکات جالب توجه در این خاطرات، گزارشی است که از عراق عرب به شاه میرسد. برادرهای انیسالدوله که از طریق نجف و سارو آمده بودند، از خشکی شدید و نبود باران در خاک عراق حکایت میکنند. خبر تکاندهنده این بود که مفتیهای بغداد به همراه دایره دنبک و با حرکات و آداب معینی به مصلا رفتهاند تا از خداوند طلب باران نمایند و از ارواح متبرک، از جمله شیخ عبدالقادر و امام اعظم، استمداد طلبیدهاند. این موضوع نشاندهنده عمق مشکل کمآبی در آن منطقه و تلاشهای مذهبی برای مقابله با آن است. در همان روز در منطقه سفر شاه، هوا آفتابی و گرم بوده، هرچند که اندکی ابر دیده شده اما سپس مرتفع گردیده است.
- سفر شاه به آشتیان با کالسکه در مسیر انجام شده است.
- مسیر حرکت از جلگهای وسیع عبور کرده و به ده فیضآباد رسیده است، جایی که کمآبی و فقر اهالی مشهود بوده است.
- گذر از مسیر که به هردهماهور تبدیل شده بود، برای قاطرها و قاطرهای تخت و باری بسیار دشوار توصیف شده و شبیه به کوه البرز به نظر میرسیده است، علیرغم کوچک بودن گردنه.
- شاه تصمیم گرفته به جای اقامت در عمارت مستوفیالممالک در خارج قصبه آشتیان، در چادر مستقر شود تا به سرما و زندگی صحرایی خو بگیرد، چرا که پس از آن دوباره قصد چادرنشینی داشتهاند.
- توزیع بارخانههای مرکبات مازندران و سایر اقلام ارسالی توسط مستوفیالممالک میان نوکران و پیشخدمتها صورت گرفته است.
یحییخان روزنامه خواند، حاجی میرزا علی ترکیب غریبی، دستمالی به سر انداخته بود، حرفهای عجیب و غریب میزد.
…میگفتند در خاک عراق عرب به هیچ وجه باران نیامده است، خشکی غریبی است؛ مفتیهای بغداد با دایره دنبک و بعضی طورها به مصلا به طلب باران بیرون رفته بودند؛ از قبور شیخ عبدالقادر و امام اعظم استمداد کرده بودند.
در پایان روز، با وجود دریافت هدایا و استقرار در نزدیکی آشتیان که شهری بزرگ در دامنه کوه توصیف شده، شب با باد شدید و سرمای زیاد صبح شد. این خاطرات تصویری زنده از شرایط اقلیمی و برخی رویدادهای فرهنگی و مذهبی در عراق و وضعیت سفر درباریان قاجار در ایران آن دوران ارائه میدهد.



