نقد فیلم «استخر» سروش صحت: شنا در عمق کم
بررسی فرم، محتوا و بازی با مرگ در فیلم «استخر» سروش صحت، مقایسه آن با آثار قبلی کارگردان مانند «صبحانه با زرافهها» و تحلیل عمق محتوایی اثر جدید.
تحلیل فیلم «استخر» سروش صحت
فیلم سینمایی «استخر»، تازهترین اثر سروش صحت، از منظر فرم، محتوا و پرداختن به موضوع مرگ، قطعه دیگری از پازل آثار این کارگردان محسوب میشود که میتوان آن را مکمل آثاری چون «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» دانست و حتی در امتداد فیلمهایی مانند «مگه همه عمر چندتا بهاره» قرار داد. با این وجود، این اثر تازه، در مقایسه با فیلم پیشین صحت یعنی «صبحانه با زرافهها»، از نظر سطح کمدی، کیفیت سوژهپردازی، ساختار قصه، بازیها و حتی عمق درام تاثیرگذار، همسنگ آن نیست. در حالی که «صبحانه...» توانسته بود پیامها و انگارههای فلسفی قابل توجهی را القا کند، «استخر» ظاهراً در تلاش برای ارائه یک ساختار فرمی و بیان گزارههایی مبتنی بر خوشتر زیستن، در سطح محتوایی و عمق نگری، به سطحی شبیه به استوریهای اینستاگرامی نزول کرده است.
اثر جدید سروش صحت، همچون بسیار از کارهای او، بر این تاکید دارد که زندگی محصول لحظهها است تا این مفهوم را از طریق قابهای متراکم و با گذر از اندیشههایی نزدیک به رباعیات خیام به مخاطب تفهیم کند. اما مشکل اصلی «استخر» آنجاست که این انگارههای فلسفی، به دلیل ارائه در قالب یک قصه کسالتآور و ضربآهنگ کند، تضعیف شدهاند. این فیلم کوششی است برای بیان کاشتهای تصویری فلسفه زندگی، مفاهیم جدایی عاطفی و بازی سردرگم با مرگ، اما این بار از پنجرهای تکراری و با اجرایی که فاقد قدرت تاثیرگذاری «صبحانه...» است. درک بهتر لحظهها در این فیلم، به دلیل کمعمقی، بیش از آنچه هست، سرد به نظر میرسد.
- فیلم تلاش میکند فرم و ساختار را به چالش بکشد اما در انتقال پیامهای عمیق ناکام میماند.
- مقایسه با آثار قبلی نشان میدهد که «استخر» فاقد آن کیفیت کمدی و درام تاثیرگذار است.
- تأکید فیلم بر زیستن در لحظه، به دلیل اجرای کند قصه، تاثیر خود را از دست میدهد.
- اثر فاقد ارجاعات نمادین عمیقی است که در فیلمهای پیشین صحت دیده میشد.
- منتقد معتقد است اثر در انتقال مفاهیم فلسفی مورد نظر، به سطحی نازل سقوط کرده است.
«اما آنچه استخر را با فیلم پیشین صحت متمایز میکند آنجاست که به لحاظ سطح کمیک، سوژه، قصه، بازیها و حتی درام متاثرکننده، هرگز همسنگ «صبحانه...» نیست.»
«در نهایت، «استخر» سروش صحت، با همه قابهای زیبایی که به چشم میآورد؛ چه در موقعیتهای کمیک، چه برای بغض، چه در کشش قصه و چه در القای مفاهیم خیامگونه برای درک بهتر لحظهها، بیش از آنچه میخواهد باشد کمعمق و بیشتر از آن چیزی که پدر بهار میگوید، «سرد است».»
با وجود قاببندیهای بصری زیبا و تلاش برای نمایش موقعیتهای کمیک، «استخر» سروش صحت به عنوان آخرین ساخته او، نتوانسته است مانند آثار موفق قبلیاش عمق لازم برای ماندگاری مفهومی و تاثیرگذاری عاطفی را در مخاطب ایجاد کند و بیشتر در سطح باقی میماند.
