مبارزان تنگستان: «قهرمانان مردمی» یا «راهزنان اجتماعی»؟
بررسی قیام مردم تنگستان علیه اشغالگران بیگانه در جنگ جهانی اول و تحلیل نقش مبارزان محلی، با نگاهی به کتاب «خروش تنگستان» اثر ویلم فلور.
تحلیل قیام تنگستان و ماهیت مبارزان محلی
این متن به بررسی قیام مردم تنگستان در برههای حساس از تاریخ ایران، مصادف با سالهای جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱)، و مقابله آنان با اشغالگری کشورهای بیگانه، به ویژه انگلیس، میپردازد. زمینهساز این قیامها، سابقه طولانی مبارزات مردم این منطقه با متجاوزان انگلیسی است. به عنوان مثال، در سال ۱۲۷۳ ه.ق وقتی انگلیس بوشهر را اشغال کرد، تلاش برای تطمیع باقرخان تنگستانی با پیشنهاد پرداخت مبلغ ماهیانه محکوم به شکست شد و این مقاومت با شهادت فرزند وی، احمدخان، همراه بود. این قیامها، بخشی از تحولات سیاسی و اجتماعی وسیعتری بودند که با فروپاشی تدریجی مشروطه و افزایش نفوذ خارجی در ایران شدت گرفتند.
در تاریخنگاری فارسی، اغلب مبارزان دشتی و تنگستان به عنوان «قهرمانان مردمی» و مدافعان حقوق مردم در برابر حکومتهای ستمگر تصویر شدهاند. با این حال، متن به تحلیل جایگزینی این نگرش با مفهوم جامعهشناختی «راهزنان اجتماعی» که توسط هابسبام ابداع شده، میپردازد. راهزنان اجتماعی عموماً توسط مردم به دلیل مخالفت با دولت و نمایندگان آن به عنوان قهرمانان دیده میشوند. اما نویسنده این مقاله، با استناد به تحقیقات مشابه، نشان میدهد که ساختار اجتماعی شورشیان تنگستان با تعریف هابسبام (دهقانان یا کارگران بیزمین) مطابقت ندارد؛ زیرا این شورشها بیشتر توسط مالکان و رؤسای ثروتمند محلی هدایت میشدند که از محدود شدن قدرت سنتیشان توسط دولت مرکزی ناراضی بودند.
تفاوت مبارزان تنگستان با راهزنان اجتماعی
بر اساس تحلیل ارائه شده، «راهزنی اجتماعی» یک ابزار تحلیلی مفید برای درک مبارزان دشتی و تنگستان نیست. فعالیتهای این گروه صرفاً اعتراضی علیه بیعدالتی نبود؛ بلکه بیشتر بیانگر نارضایتی نخبگان روستایی بود. این افراد در حالی که در محافل محلی به دلیل مخالفت با خشونتهای ارتش و ژاندارمری ستایش میشدند، به دلیل آسیب زدن به اقتصاد محلی یا خشونتهایشان، خارج از منطقه خود مورد سرزنش قرار میگرفتند. این گروه به ندرت دهقانان ستمدیده هابسبام بودند و اغلب از حمایت سیاستمداران محلی برخوردار بودند و حتی گاهی با ارتش مصالحه کرده یا در سرکوب سایر مخالفان همکاری میکردند.
- مبارزان محلی در دوران جنگ جهانی اول در واکنش به اشغال خارجی قیام کردند.
- نخبگان روستایی (مالکان و رؤسا) نقش محوری در هدایت این شورشها داشتند.
- در تاریخنگاری رایج، این افراد اغلب به عنوان مدافعان عدالت معرفی شدهاند، اما واقعیت پیچیدهتر است.
- مفهوم «راهزنان اجتماعی» به دلیل ویژگیهای طبقاتی این شورشیان، برای تحلیل وضعیت آنها مناسب نیست.
- موفقترین رؤسا پس از مقاومت، گاهی به عنوان مسئول حفظ نظم در مناطق تحت نفوذ خود منصوب میشدند و با دولت مرکزی سازش میکردند.
«شورشیهای دشتی، دشتستان و تنگستان مشخصاً دهقانان ستمدیده هابسبام نبودند، بلکه نمایندگان طبقه مالکان بودند و بنابراین، بنا به تعریف او، «راهزنان اجتماعی» نبودند.»
«آنها برای دفاع و حفظ حقوق خود ازجمله نپرداختن مالیات، اختیار تمام و کمال بر هر آنچه انجام میدادند و حقی که به آنها اجازه میداد دهقانان خود را در چهارچوبهای مشخص خود مهار کنند، به عنوان مالکان و رؤسای سنتی جنگیدند.»
نتیجهگیری آن است که مبارزان دشتی و تنگستان را باید به جای «راهزنان اجتماعی»، «مبارزان سیاسی» نامید. خواسته اصلی آنها حفظ نظم سنتی و موقعیت اقتصادی-اجتماعی موجود، به ویژه حفظ اختیارات سنتی خود بر دهقانان و معافیتهایی چون عدم پرداخت مالیات، بود. این تحلیل برگرفته مضامین کتاب «خروش تنگستان» نوشته ویلم فلور و ترجمه الناز بلوری فرد است.
