تحلیل حقوق بشر سیاسی در ثبات و بیثباتی از منظر اسلامی
کتاب «حقوق بشر سیاسی در وضعیت ثبات و بیثباتی» نوشته محمود شفیعی، تلاشی برای استخراج نظریهای بومی درباره حقوق سیاسی مردم از منابع اسلامی با رویکرد انتقادی به سنت گذشته است.

حقوق بشر سیاسی در منابع اسلامی
کتاب “حقوق بشر سیاسی در وضعیت ثبات و بیثباتی: تحلیل الاهیاتی _ جامعهشناختی” نوشته محمود شفیعی، اثری برجسته در مرز میان فقه، الهیات، علوم سیاسی و حقوق است که با هدف ارائه یک نظریه بومی برای حقوق سیاسی مردم بر اساس میراث اسلامی تدوین شده است. این اثر با رویکردی انتقادی به سنتهای فکری گذشته که عمدتاً اقتدارگرا بودهاند، تلاش میکند تا ظرفیتهای متون دینی مانند قرآن و روایات را برای دفاع از حقوق سیاسی احیاء کند. نویسنده معتقد است که ادبیات تاریخی اسلامی بیشتر بر حقوق صاحبان قدرت تمرکز داشته و حقوق عموم مردم مورد توجه قرار نگرفته است. این کتاب به دنبال پر کردن این خلأ بوده و نشان میدهد که چگونه میتوان با بازخوانی منابع اصیل دینی، نظریهای سازگار با مقتضیات دنیای جدید درباره حقوق سیاسی استخراج نمود.
یکی از نوآوریهای اصلی این کتاب، پرداختن به روش استنباط حقوق سیاسی از منابع است. شفیعی قواعد بیانی (مانند تقدم قرآن بر روایات و استفاده از نظریه روح معنا برای تعمیم مفاهیم به مصادیق جدید مانند شورا و دموکراسی) و قواعد غیربیانی (مانند مقاصد شریعت و مصلحت عمومی) را برای فهم بهتر متون دینی معرفی میکند. همچنین، نویسنده نظریههای فقهی قاعده اباحه (اصل آزادی انسان)، نظریه ولایت (حدود اختیارات حکومت) و نظریه عدم ولایت (اصل محدود بودن قدرت سیاسی) را به عنوان چارچوب نظری خود قرار میدهد.
تقسیمبندی حقوق سیاسی بر اساس وضعیت نظام
حقوق سیاسی مردم از منظر این کتاب در سه مرحله قابل طرح است: مرحله تأسیس نظام، مرحله حکمرانی در وضعیت ثبات، و مرحله پایان دادن به نظام در وضعیت بیثباتی. کتاب تمرکز خود را بر دو وضعیت اخیر گذاشته است. در وضعیت ثبات، حقوق محوری شامل مشارکت در قدرت، نظارت بر حکومت، برخورداری از عدالت و آزادیهای مدنی است. در مقابل، در وضعیت بیثباتی و بحران، حقوق مردم همچنان پابرجاست و کتاب به تحلیل چارچوبهای اخلاقی و دینی برای موضوعاتی مانند انقلاب و نافرمانی مدنی میپردازد.
- تبیین مفهوم حقوق سیاسی براساس معانی اعتباری و حقوقی در ادبیات دینی و فقهی.
- تأکید بر اهمیت تفکیک جنبههای مولوی و ارشادی احکام دینی برای استخراج صحیح حقوق.
- تعریف ثبات سیاسی مشروط به رضایت عمومی و مشروعیت اعتراضات مردمی در شرایط بحران.
- نقد رویکردهای سنتی و اقتدارگرایانه و تلاش برای ایجاد گفتمان اسلامی-جهانشمول درباره حقوق بشر.
- استفاده از چارچوبهای جامعهشناختی برای درک ماهیت دولت و جامعه به عنوان نهادهای مستقل اما مرتبط.
این کتاب کوشیده است تا نشان دهد «متون دینی ظرفیتهای گستردهای برای دفاع از حقوق سیاسی مردم دارند؛ ظرفیتهایی که در طول تاریخ کمتر دیده شدهاند.»
«در نظامهای سیاسی جدید، رضایت و عدم رضایت عموم مردم از یک دولت، با حقوق سیاسی افراد ارتباط تنگاتنگی دارد.»
در مجموع، این اثر گامی مهم در جهت نوسازی فقه سیاسی اسلامی محسوب میشود؛ زیرا با ارائه روششناسی دقیق و چارچوب نظری مبتنی بر منابع اصیل، راهکاری بومی برای تضمین حقوق سیاسی شهروندان در شرایط مختلف ارائه میدهد و حقوق بشر را از مفاهیم صرفاً غربی متمایز میسازد.




