برگزاری جشنواره فیلم فجر؛ بقا در فضای پرتنش و ابهامات باقیمانده
جشنواره فیلم فجر در شرایط پُر تنش برگزار شد؛ این رویداد بیشتر نماد ایستادگی در برابر سختیها بود تا آرامش، و ابهامات مدیریتی و محتوایی همچنان بیپاسخ ماندهاند.

تحلیل برگزاری جشنواره فیلم فجر در شرایط بحرانی
جشنواره فیلم فجر در حالی به پایان رسید که برگزاری آن بیش از آنکه نشاندهنده آرامش در سینمای ایران باشد، حاصل ایستادگی اهالی سینما در برابر یک فضای پرتنش بود. دستاندرکاران تولید و گروههای رسانهای با وجود ناملایمات، ضعفهای مدیریتی و فشارهای بیرونی تلاش کردند تا چرخه سینما متوقف نشود. عدم حضور برخی هنرمندان، گرچه یک اعتراض قابل احترام ناشی از دلخوریهای اجتماعی بود، اما حضور دیگر عوامل، نشاندهنده تلاش برای حفظ فعالیت صنفی و اقتصادی هزاران نفر بود که زندگیشان به این رویداد گره خورده است. حتی حضور رئیسجمهور در اختتامیه و عذرخواهی رسمی، عمق نارضایتیهای موجود در جامعه و سینما را تأیید کرد. این جشنواره همواره بار نمادین سیاسی مضاعفی دارد، چرا که در دهه فجر برگزار میشود و محلی برای اعلان نظرات و ترسیم چشمانداز آینده سینماست.
چالشهای مدیریتی و اجرایی
یکی از بزرگترین دغدغههای این دوره، مدیریت بحران امنیتی مرتبط با شلوغی تجمعات بود که خوشبختانه به خوبی از پس آن برآمدند. با این وجود، بیثباتی در اطلاعرسانی، تغییرات مداوم در برنامهها و جابهجایی فیلمها نشاندهنده رویارویی تیم برگزارکننده با چالشهای جدی اجرایی بود. این کاستیها باعث شده است که ارزیابی شفاف و دقیقی از عملکرد دبیر جشنواره، دومین سال متوالی، در هالهای از ابهام باقی بماند. انتخاب هیأت داوران نیز با دشواریهایی همراه بود، و اگرچه برخی انتخابها منطقی به نظر میرسیدند، اما اظهاراتی مانند تلاش برای رعایت «عدالت» در توزیع جوایز، بیشتر بوی توزیع سهمیهای تا تخصص محض میدهد.
نگرانی جدی درباره محتوای فیلمها
نکته بسیار مهمتر، ارزیابی محتوای فیلمهای حاضر است. اگر این آثار نماینده تولیدات یک سال آتی سینما باشند، باید آن را نشانهای از ناامیدی عمیق و رسیدن به یک بنبست نگرانکننده دانست. سینمای ایران که زمانی مهد تجربهگرایی و جسارت بود، به نظر میرسد از پویایی فاصله گرفته و به تکرار و روزمرگی تن داده است. بخش قابل توجهی از این آثار فاقد استانداردهای حرفهای، جذابیت لازم برای مخاطب و مهمتر از آن، فاقد نوآوری و خلاقیت هستند. تکیه بر فرمولهای کلیشهای و ضعف در روایت، اعتبار هنری و رونق اقتصادی سینما را تهدید میکند؛ بهخصوص فیلمهایی که با بودجه نهادها تولید شدهاند تا نمادی از استراتژیهای خاص باشند.
“اغلب اهالی سینما هنرمندانی هستند که ذهنشان در عالم سیاست کمتر درگیر است و اطلاعات ذهنیشان عمدتاً در حد اخبار رسانههاست؛ بنابراین تحلیلهای پیچیده سیاسی از آنان انتظار نمیرود.”
“نکته مهم و پایانی این است که اگر این فیلمها قرار باشد نماینده واقعی و تصویر غالب تولیدات یک سال آینده سینمای ایران باشند، باید آن را نشانهای جدی از نوعی ناامیدی عمیق و رسیدن به یک بنبست نگرانکننده در مسیر این صنعت دانست.”
- برگزاری جشنواره نشانه ایستادگی در فضای پرتنش دهه فجر بود.
- عدم حضور برخی هنرمندان اعتراضی انسانی نسبت به حوادث اخیر بود.
- مدیریت بحران امنیتی در فضاهای شلوغ موفقیتآمیز ارزیابی شد.
- ضعفهای اجرایی و بیثباتی در اطلاعرسانی عملکرد مدیریتی را مبهم کرد.
- محتوای فیلمها نشاندهنده فاصله گرفتن سینما از نوآوری و گرایش به روزمرگی است.
به طور خلاصه، جشنواره فیلم فجر چراغ خود را روشن نگه داشت، اما این روشنایی نتوانست ابهامات مدیریتی، تنشهای پنهان اجتماعی و از همه مهمتر، فقدان افقهای نو در محتوای سینمایی تولید شده را برطرف کند. تداوم این روند، خطر فاصله گرفتن مخاطبان و کاهش اعتماد عمومی به کیفیت تولیدات داخلی را جدیتر خواهد کرد.

