ببینید استفاده صداوسیما از نام و آهنگ خوانندهای که سالها ممنوعالکار بود
پس از دو دهه ممنوعیت، نام و آهنگ روزبه بمانی بالاخره در تلویزیون پخش شد. برترینها

استفاده صداوسیما از نام و آهنگ روزبه بمانی
بعد از تقریباً دو دهه ممنوعیت، سازمان صدا و سیما تصمیم گرفت نام و آهنگ خواننده مشهوری که بهدلیل مسائل حقوقی و سیاسی از فعالیت موسیقی محروم بود را در برنامههای تلویزیونی خود قدم بگذارد. این اقدام نشانگر تغییر دیدگاه نهاد در قبال هنرمندان سرکوبشده و تلاش برای نرمان سازی محتوا است. روزبه بمانی که نام او با تعارضات گذشته همراه بود، پس از سالها انتظار، نخستین بار بهصورت رسمی در صفحههای تلویزیونی پخش شد. این بازگشت باعث ایجاد بحثهای فراگیر در میان هواداران، پژوهشگران فرهنگساز و مسئولان رسانهای شد.
پیشینه ممنوعیت
روزبه بمانی در اوایل دههٔ گذشته بهدلیل اظهارات انتقادی و فعالیتهای سیاسی خود از سوی مقامات بهمدت بیش از دو دهه ممنوعالکار شد. آهنگهای او بهدلیل محتوای معنوی و انتقادی، در رسانههای دولتی و خصوصی پخش نمیشدند. این ممنوعیت تا حدی باعث شد که اثرات او بهصورت زیرزمینی در میان جوانان پخش شود.
بازگشت به تلویزیون
در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، برای اولین بار نام و یکی از آهنگهای مشهور او در یک بخش ویژه برنامهٔ خبری صداویزی پخش شد. این حرکت با اعلام رسمی نهاد مبنی بر «احترام به آزادی هنری و تلاش برای تنوع فرهنگی» همراه شد و نشان داد که سیاستهای داخلی در حال تحول هستند.
واکنشها و پیامدها
- هواداران: جشن و شادی و ابراز امیدواری به ادامهٔ حضور هنرمند در فضای رسانهای.
- منتقدان: سوال در مورد دلایل دیرهنگام اتخاذ این تصمیم و انتقاد از سابقهٔ سرکوب فرهنگی.
- مسئولان: تاکید بر «بازنگری در سیاستهای فرهنگی» و دعوت به گفتوگو با هنرمندان.
- متخصصین حقوقی: بررسی پیامدهای قانونی برای پخش آثار هنرمندان ممنوعالکار و نیاز به چارچوبهای قانونی شفاف.
- سازمانهای بینالمللی: نظارت بر توسعهٔ آزادی رسانهای در ایران و ارزیابی تاثیر این گام بر رتبهٔ بینالمللی کشور.
“بازگشت روزبه بمانی نمادی است از بازگشت صدای سرکوبشده” – یک تحلیلگر فرهنگی
“امیدواریم این گام، آغازگر یک دورهٔ جدید از آزادی هنری در رسانههای عمومی باشد” – سخنران صداوسیما
تأثیر بر فضای موسیقی
پخش این آهنگ میتواند مسیر جدیدی برای سایر هنرمندان ممنوعالکار باز کند و زمینهٔ ایجاد تنوع بیشتر در برنامههای موسیقیایی تلویزیونی را فراهم سازد. علاوه بر این، این رویداد میتواند فشارهای داخلی را برای بازنگری در قوانین هنری افزایش دهد و محیطی بازتر برای خلاقیتهای موسیقیایی ایجاد کند.
در پایان، این اتفاق میتواند گامی مهم در مسیر بازنگری سیاستهای فرهنگی باشد و نشاندهندهٔ تمایل نهادهای دولتی به پذیرش تنوع هنری و رفع محدودیتهای گذشته است. ادامهٔ این روند نیازمند نظارت مستمر، گفتوگوهای سازنده و ایجاد چارچوبهای قانونی شفاف است.



