نقد فلسفه توسط جامعهشناس: مروری بر «تاملات پاسکالی» بوردیو
کتاب «تاملات پاسکالی» اثر پیر بوردیو، تعامل پیچیده فلسفه و جامعهشناسی، نقد دانشگاهیان و تبیین جایگاه علم جامعهشناسی را بررسی میکند. نثر دقیق و حجم وسیع ارجاعات از ویژگیهای این اثر است.
نقد فلسفه و تبیین جایگاه جامعهشناسی در اندیشههای بوردیو
کتاب «تاملات پاسکالی» اثر پیر بوردیو، یکی از برجستهترین جامعهشناسان معاصر، تلاشی است عمیق برای بررسی رابطه میان فلسفه و جامعهشناسی. این اثر که توسط حسن خیاطی ترجمه شده و توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده، آمیزهای از تفکر فلسفی و معیارهای علمی جامعهشناسی را ارائه میدهد. بوردیو، که پیشینهای قوی در مطالعات فلسفی داشته و سپس به انسانشناسی و جامعهشناسی روی آورده است، در این کتاب نقدهای مهمی بر دانشگاهیان و فیلسوفان وارد میسازد و جایگاه جامعهشناسی را تبیین میکند. نثر او در این اثر، مفصل، دقیق و مملو از جملات پیچیده با ویرگولها و نقطهویرگولهای فراوان است.
بوردیو در این کتاب، با الهام از بلز پاسکال و کتاب مشهور او «اندیشهها»، قصد دارد دلایل رفتارهای انسانی، حتی غیرمنطقیترین آنها را با رویکردی بیطرفانه و جامعهشناختی جستجو کند. این روش در تضاد با نگرش تحقیرآمیز برخی فیلسوفان نسبت به «مردم عادی» است. بوردیو با نقل قولی از پاسکال تأکید میکند که «فلسفۀ حقیقی، فلسفه را دست میاندازد.» او معتقد است که فراغت و آزادیای که برای دانشگاهیان و فیلسوفان فراهم است (که آن را اسکوله یا آزادی از ضرورتهای جهان مینامد)، ذهنیتی متفاوت ایجاد کرده که آنها را از بطن جامعه جدا میسازد.
نقد عقل مدرسی و توهم تاثیرگذاری
بوردیو موقعیت دانشگاهیان و فلاسفه را زیر سوال میبرد، چرا که آنان در محیطی محافظتشده فعالیت میکنند. او این حالت را نقد کرده و معتقد است که آنان دچار توهمی هستند که شوپنهاور آن را «کمدی فضلفروشانه» نامید. این توهم ناشی از اهمیت دادن بیش از حد به مهارت در لکتور (مهارت در خوانش و تفسیر متون) است، به طوری که دانشگاهی زحمت خود را معادل یک کنش سیاسی یا انقلابی در نظم اشیا میبیند. عقل آکادمیک یا عقل مدرسی، پایبند به قواعد و چارچوبهای خاصی است که جدایی از جهان و جهل نسبت به باورهای عمومی را میطلبد.
- کتاب حاوی شش فصل کلیدی است که شامل «نقد عقل مدرسی»، «سه شکل مغالطه مدرسی»، «خشونت نمادین و کشمکشهای سیاسی» و «هستی اجتماعی، زمان و حس وجود» میباشد.
- بوردیو در این اثر بر تاریخمندی عقل تأکید میکند و نشان میدهد که حتی قوانین ادعایی جاودانه، ریشه در بسترهای تاریخی خاصی دارند.
- او مفهوم نوموس (قانون یا تاسیس یک میدان)، بهویژه در میدان هنری («هنر برای هنر») را در برابر نوموس میدان اقتصادی قرار میدهد تا عدم درگیری دغدغههای حوزههای مختلف را توضیح دهد.
- بوردیو از دوگانهسازی انسان به عنوان سوژه آزاد یا ابژه دستوپا بسته دوری میکند؛ انسان را محدود به شرایط فیزیکی و اجتماعی میداند که از طریق دانش بدنی و جامعهپذیری شکل گرفته است.
بوردیو: «لکتور معمولاً دچار چنین توهمی است، یعنی همان کسی که میتواند یک تفسیر دانشگاهی را کرداری سیاسی یا نقد متون را مقاومت بینگارد و احساسش از انقلاب در نظم کلمهها چونان انقلابی رادیکال در نظم اشیا باشد.»



