قتل دختر ۲۲ ساله توسط راننده مسافرکش/ فاجعهای از خشم و بیعدالتی اجتماعی
این پرونده و پروندههای مشابه آن مانند قتل «الهه حسیننژاد»؛ دختر ۲۴سالهای که به دست راننده مسافرکش با انگیزهای نامشخص کشته میشود، محصول تلاقی فرد خشمگین با جامعهای ملتهب است؛ جایی که کنترل اخلاقی و اجتماعی سست و به فاجعه و جنایت تبدیل میشود.

قتل ملیکا: فاجعهای از خشم و بیعدالتی اجتماعی
پیشزمینه و جزئیات حادثه
در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ملیکا، دختر ۲۲ سالهای که پس از خروج از محل کار ناپدید شد، پس از چند روز توسط پلیس در نزدیکی یک کانال آب در حسنآباد فشافویه یافت شد. تحقیقات نشان داد که او توسط راننده مسافرکش به قتل رسیده و جسد به همراه اموال شخصیاش در همان مکان رها شده است. متهم پس از دستگیری در محدوده کهریزک شناسایی شد؛ اما تاکنون دربارهٔ انگیزه قتل یا استفاده از مواد مخدر اظهار نظری نکرده است.
عوامل و مباحث اجتماعی
این پرونده نشاندهندهٔ ترکیب چندین عامل خطرناک در جامعه است: ۱) خشونت ناشی از خشم انباشته که در فضایی با کنترل اخلاقی ضعیف به جنایت تبدیل میشود؛ ۲) مشکلات اقتصادی و بیکاری که برخی افراد را به مسافرکشی و سرقت مجبور میکند؛ ۳) فقدان نظارت مؤثر بر حمل و نقل شخصی که فرصت ارتکاب جنایات مسافرکشی را فراهم میآورد. کارشناسان جرمشناسی نیز تاکید دارند که عدم ساماندهی مناسب زمینهساز بروز حوادث مشابه است.
- خشم جمعی بدون راههای سالم برای تخلیه میتواند به خشونتهای فردی منجر شود.
- مسافرکشی به عنوان یک پدیدهٔ اقتصادی‑اجتماعی، روند جرایم سرقت و قتل را تشدید میکند.
- کمبود نظارت بر رانندگان و عدم پیگیری دقیق اطلاعات سفارتی میتواند خطرات را افزایش دهد.
- استفاده ممکن از مواد مخدر یا الکل توسط متهم، احتمال بروز رفتارهای خشن را ارتقا میدهد.
- بهبود زیرساختهای اجتماعی و ارائهٔ خدمات حمایتی میتواند فشارهای روانی را کاسته و از بروز جرم جلوگیری کند.
“از منظر جامعهشناسی جنایی، ملیکا یک شهید خشونت است؛ اگر انگیزهٔ مرتکب روشن نشود نمیتوان دقیقاً دلیل این جنایت را بیان کرد.” – علی نجفیتوانا، جرمشناس و رئیس اسبق کانون وکلا
“اگر مدیریت صحیح حمل و نقل اعمال شود و افراد اقتصادیناتوان راههای قانونیتری داشته باشند، چنین حوادثی کمتر رخ میدهد.” – علی نجفیتوانا
نتیجهگیری: قتل ملیکا نه تنها یک جنایت فردی بلکه بازتابی از مشکلات ساختاری جامعهٔ ایرانی است؛ خشم انباشته، فشارهای اقتصادی، ضعف نظارت و عدم ارائهٔ راههای سالم برای تخلیهٔ علایق منفی، ترکیبی خطرناک را شکل میدهند. برای پیشگیری از حوادث مشابه، نیاز به اصلاحات در حوزهٔ حملونقل، خدمات اجتماعی و آموزش مدیریت خشم وجود دارد.
