طنز تلخ ماجرای پیچیده بازیکن استقلال و فدراسیون فوتبال
داستان وضعیت نامشخص دیدیه اندونگ و ابهامات حقوقی پیرامون او در باشگاه استقلال، به طنزی تلخ برای هواداران تبدیل شده است.
ابهامات حقوقی دیدیه اندونگ در باشگاه استقلال
موضوع دیدیه اندونگ و باشگاه استقلال به یک معمای فلسفی تبدیل شده است که نشاندهنده سردرگمیهای حقوقی در فوتبال ایران است. وضعیت این بازیکن به گونهای است که نه کاملاً حضور دارد و نه کاملاً حذف شده، شبیه به “گربه شرودینگر” اما درگیر یک پرونده حقوقی پیچیده. هر بار که موضوع او پیگیری میشود، پاسخی متناقض دریافت میشود؛ گاهی بازیکن است و گاهی نیست. این وضعیت مبهم، آن هم در غیاب هرگونه توضیح شفاف از سوی باشگاه، به یک طنز تلخ برای هواداران تبدیل شده است.
باشگاه پیوسته در حال پرسش از وضعیت حقوقی اندونگ است: آیا او بازیکن ماست یا خیر؟ پاسخها از سوی وکلای مختلف متفاوت است و اغلب بر پایه فسخ قرارداد و لزوم رفتن او تأکید میکنند، حتی اگر فیفا نظر دیگری داشته باشد. در این میان، وکلای درگیر گاه ادعا میکنند که حتی از نظر آنها، نظر فیفا کماهمیتتر است یا اینکه فدراسیون فوتبال با آنها همنظر است. اندونگ در این برزخ، اغلب مشغول استراحت است و از دور نظارهگر تصمیمگیریهای متناقض است.
جلسات بی نتیجه و سردرگمی فدراسیون
باشگاه استقلال برای تعیین تکلیف با اندونگ جلساتی برگزار میکند. وکلا پیشنهاد میدهند که با توجه به فسخ قرارداد، باشگاه باید خسارت بپردازد و به او اجازه استراحت دهد، حتی اگر او بهترین بازیکن فصل گذشته بوده باشد؛ زیرا “حافظه حقوق، فصلی است”. زمانی که تیم دیگری برای خرید این بازیکن آزاد شده اقدام میکند، فدراسیون فوتبال مداخله کرده و او را بازیکن استقلال معرفی میکند و مانع بازیاش میشود. سردرگمی به حدی میرسد که گفته میشود او «بازیکن استقلال است، ولی مال استقلال نیست!».
“اگر بازی کند غیرقانونی است. ضمن اینکه بازیکن هیچکس نیست.”
پیگیریها برای استعلام از فیفا نیز با وعدههایی همراه است که به سرانجام نمیرسد و روزها در بلاتکلیفی سپری میشود. مدیران نگران پیامدهای حقوقی هستند؛ اگر فیفا نظر باشگاه را تأیید کند، خسارتهای ناشی از غیبت او بر عهده کیست، و اگر آزاد باشد، باشگاه چه زیانی میکند؟
نتیجه نهایی: ماندن در برزخ
در نهایت، تنها وضعیت روشن، وضعیت خود اندونگ است: او باید در خانه بماند. قوانین و رویههای حقوقی به گونهای عمل کردهاند که بازیکنی در فوتبال ایران باقی مانده که نه میتواند بازی کند، نه فروخته شود، نه برود، و نه بازگردد. این شرایط نشاندهنده عدم قطعیت و معضلات مدیریتی و حقوقی است که فضای فوتبال کشور را تحتالشعاع قرار داده است.
اندونگ، خیره به تلویزیون، آرام میپرسد: “اگر من نیستم، پس چرا اینهمه درباره من تصمیم میگیرید؟”
این پرونده نمادی از بلاتکلیفیهای حقوقی و مدیریتی است که در آن، منافع یک فرد و باشگاه در میان پیچیدگیهای قانونی گم شده است.

