سیاستزدگی هنر و هنرزدگی سیاست
تحلیل رابطه پیچیده بین هنر و سیاست در ایران و تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر و جامعه. بررسی پیامدهای این درهمتنیدگی ناخواسته بر فرهنگ و هنر انتقادی.

رابطه هنر و سیاست در ایران
سیاستزدگی هنر و هنرزدگی سیاست دو روی یک سکه در ایران معاصر هستند. در این رابطه پیچیده، هنر برای بقا ناچار به سکوت یا محافظهکاری میشود و سیاست برای تبلیغات و تحکیم مشروعیت از هنر بهره میگیرد. این همزیستی ناخواسته نه یک مصالحه مدنی است و نه رابطهای آزاد، بلکه نوعی مصادره دوطرفه است.
- سیاستزدگی هنر به معنای نفوذ سیاست در تولید هنری است
- هنرزدگی سیاست یعنی تمایل سیاست به استفاده ابزاری از هنر
- دولتها هنر را عرصهای برای «هدایت» میدانند
- هنر از وجه انتقادی خود تهی میشود
- اعتماد عمومی بین هنر و مردم دچار فرسایش میشود
هنر نه برای سیاست ساخته شده و نه برای نمایشدادن ما در ظاهر با انبوه تولیدات فرهنگی مواجهیم اما با فقر معنایی گسترده
راه حل نه جدایی کامل که ایجاد فاصله معنادار بین هنر و سیاست است. جامعه نیز باید هنر را از طریق کیفیت بشناسد و از هنر متعهد حمایت کند.



