رجوع دوباره به الگوی مرضیه دباغ؛ شکاف تصویر و واقعیت زن
فعال حوزه زنان و خانواده تأکید میکند که در شرایط کنونی، بازخوانی چهرهای چون مرضیه دباغ برای فهم نزاع میان تصویر و واقعیت زن ضروری است. او دباغ را نمونهای از زن پیچیده و چندبعدی میداند که در الگوهای تصویری یکسانساز جای نمیگیرد.

بازخوانی مرضیه دباغ در لحظه خطر
سحر دانشور، فعال حوزه زنان و خانواده، در رویداد «دباغ؛ واقعیت زن مجاهد مسلمان» تأکید میکند که جامعه ایران پس از سال ۱۴۰۱ در «لحظه خطر» قرار گرفته است. خطر اصلی از نظر او «نزاع میان تصویر و واقعیت» زن است؛ تضادی بین واقعیت زیسته زنان و تصویری که از زن انقلابی ارائه میشود. دانشور با اشاره به تاریخچه یکقرنه مسئله زن در ایران، توضیح میدهد که حتی در دوره انقلاب اسلامی، در کنار واقعیت متکثر زن، یک «تصویر یکدست و یکسانساز» تولید شده که قادر به بازتاب پیچیدگیهای شخصیتهایی مانند مرضیه دباغ نیست.
- دباغ بهعنوان الگوی پیچیده: دانشور دباغ را موجودی «پرتنش، دارای انتخابهای متضاد» میخواند که همزمان مادر، مبارز، چریک، عارف و فعال سیاسی بود.
- امکانآفرینی دباغ: دباغ در موقعیتهای حساس—از فرماندهی سپاه تا انتقال پیام امام به گورباچف—«امکانهایی» برای انقلاب و الگوی زن مؤمن فراهم کرد.
- تقلیل به نمایش: دانشور هشدار میدهد که کنشهای زنان پس از ۱۴۰۱ به «نمایش» تقلیل یافته و اگر همهچیز در این سطح باقی بماند، خطر حاشیهرانی واقعیت زن تشدید میشود.
«دباغ مدام ما را فرا میخواند تا یادآوری کند امکاناتی درون خود داشته که در تصویر یکسانساز سرکوب شده است.» «مواجهه امروز ما با زن کاملاً به نمایش تقلیل یافته؛ باید پرسید کدام زن واقعاً کار واقعی پیش میبرد.»
در پایان، دانشور تأکید میکند که دباغ سه دهه گذشته—بهویژه پس از ۱۴۰۱—ما را به یاد «لحظه خطر» میاندازد و برای ترسیم مسیر آینده، باید به جای بازتولید تصویر، به «واقعیت زن» و امکاناتی که دباغ گواه آن بود بازگردیم.




