مدل سریعالقلم؛ بازگشت به نخبهسالاری قلابی
تحلیل انتقادی از نظریه نخبهسالاری محمود سریعالقلم که سیاست را امتیاز طبقه خاص میداند در تقابل با مبانی مردمی انقلاب اسلامی که بر توانایی افراد مستقل از طبقه اجتماعی تأکید دارد.

تحلیل نقد نظریه طبقاتی سریعالقلم
سخنان اخیر محمود سریعالقلم مبنی بر انحصار سیاست و مدیریت کشور در دستان «طبقه متوسط خاص» و عدم شایستگی مردم عادی و مستضعفان برای ورود به سطوح حکمرانی، بازتاب دهنده یکی از ریشهایترین معضلات فکری جریان تکنوکرات ایرانی است. این نگاه که سیاست را «امتیاز طبقهای خاص» میداند، در تضاد کامل با فلسفه انقلاب اسلامی قرار دارد که بر مردمباوری، اتکا به مستضعفان و شکستن الیگارشی طبقاتی استوار شده است.
- انقلاب اسلامی معیار حکمرانی را از طبقه اجتماعی به توانایی، تقوا و شایستگی تغییر داد
- تجربه موفق فرماندهان دفاع مقدس و دانشمندان هستهای که از طبقات ضعیف برخاستند
- کارنامه ضعیف دولتهای متکی بر نخبهسالاری تکنوکرات در دورههای ۹۲ تا ۱۴۰۰
- ایجاد تبعیض و تهدید انسجام اجتماعی با گفتمان طبقهگرایی
امام خمینی (ره): «این مردم پابرهنهاند که انقلاب را حفظ کردند» رهبر انقلاب: «راه پیشرفت ایران از دل مردم، جوانان و نخبگان برخاسته از متن جامعه میگذرد»
تجربه جهانی نیز نشان میدهد بسیاری از رهبران موفق مانند باراک اوباما و آنگلا مرکل از طبقات پایین برخاستهاند. مدل سریعالقلم نه تنها با مبانی انقلاب اسلامی ناسازگار است، بلکه تجربه عملی آن در هشت سال حکومت نشان داده که به رکود و وابستگی میانجامد.




