سواد پوشش: ضرورتی برای درک جامعه امروز ایران
مقاله با تأکید بر مفهوم سواد پوشش بهعنوان توانایی خواندن پوشاک بهمثابه رسانه، بحران هویت و سوءتفاهمهای فرهنگی در جامعه ایران را تحلیل میکند و تفاوت آن با سواد مد را تشریح مینماید.

سواد پوشش: خواندن جامعه از طریق رسانه بدن
این مقاله به تحلیل سواد پوشش بهعنوان ظرفیتی ادراکی برای خواندن پوشاک بهمثابه "متن زنده" میپردازد. نویسنده تأکید میکند که بحران امروز پوشش در ایران نه از مد، بلکه از بیسوادی در فهم پوشاک بهعنوان رسانه ناشی میشود. پوشاک در نظریه فرامُد یک نظام ادراک و سازه ذهنی-اجتماعی محسوب میشود که کدهای فرهنگی، نسبتهای قدرت و جایگاه طبقاتی فرد را نشان میدهد.
- تفاوت سواد پوشش و سواد مد: سواد مد به صنعت و زیباییشناسی مرتبط است، اما سواد پوشش به فرهنگ، هویت و ارتباط اجتماعی مربوط میشود
- پوشاک بهعنوان رسانه: پوشاک پیش از زبان سخن میگوید و بدن را از وجود زیستی به پیام اجتماعی تبدیل میکند
- بحرانهای ناشی از بیسوادی پوششی: شکاف میان قصد پوشاک و برداشت جامعه منجر به سوءتفاهمهای فرهنگی و تنشهای هویتی میشود
- کارکرد اجتماعی پوشاک: پوشاک میدان نزاع نمادین، زبان مقاومت و بیان هویت است
- ضرورت سواد پوشش: جامعهای که زبان پوشش را نمیفهمد، نمیتواند خود را بفهمد
"سواد مد میتواند چشم را تربیت کند، اما سواد پوشش ذهن را سازمان میدهد"
"پوشاک در لحظه پوشیدهشدن، وارد یک چرخه رسانهای میشود؛ چرخهای که فرد در آن تنها 'پوشنده' نیست، بلکه 'ارسالکننده' است"
بازتعریف سواد پوشش به عنوان یک پروژه تکاملی، حرکتی برای بازگشت به فرهنگ و بازیابی نگاهی است که سالها از دست رفته است. این مفهوم نه یک پژوهش نظری، بلکه اقدامی لازم برای سلامت اجتماعی محسوب میشود.




