ماراتن کیش؛ دویدن روی تردمیل سکولاریسم پنهان!
تحلیل حمید کثیری درباره مسئله ماراتن کیش که فراتر از چند عکس هنجارشکن است و به تغییر معنای عرصه عمومی و چالشهای تربیتی جامعه دینی میپردازد.

تحلیل ماراتن کیش و تأثیرات فرهنگی
حمید کثیری در یادداشت خود تأکید میکند که ماجرای ماراتن کیش را نباید صرفاً در سطح «چند عکس هنجارشکن» یا «تخلف از قوانین پوشش» تقلیل داد. مسئله اصلی، تغییری است که در «معنای عرصه عمومی» در حال رخ دادن است و اگر هوشمندانه نقد نشود، زیرساختهای تربیتی جامعه دینی را با چالش جدی مواجه میکند.
نقدهای اساسی به ماهیت و مدیریت رویداد
- تکه پاره کردن زیستبوم فرهنگی: کیش تافته جدابافته از خاک ایران نیست و ایجاد اتمسفری که فرسنگها با هویت دینی فاصله دارد، پیام خطرناکی به نسل نوجوان میفرستد.
- بازتعریف حجاب از حرمت به مزاحمت: در این رویدادها، ناخودآگاه جمعی مخاطب بمباران میشود که شادی و مدرنیته در مقابل پوشش اسلامی قرار دارد.
- تضاد تربیتی و بحران هویت: تناقض بین آموزشهای مدارس و رویدادهای رسمی، نوجوانان را دچار گیجی و طغیان میکند.
- وحدتشکنی با پوشش ورزش: نادیده گرفتن بدیهیات شرعی در رویدادهای رسمی، احساس بیپناهی فرهنگی ایجاد میکند.
- بسترسازی دوقطبیها: این رویدادها عملاً برای بیقانونی و دوقطبیسازی بسترسازی میکنند.
"دین و قانون، وابسته به جغرافیاست." این پیام خطرناکی است که به نسل نوجوان مخابره میشود.
"ما نمیتوانیم در مدارس از فلسفه حجاب بگوییم، اما در رویدادهای رسمی تصاویری را برجسته کنیم که خط بطلان بر تمام آن آموزشها میکشد."
این تحلیل نشان میدهد که مسئله ماراتن کیش فراتر از یک رویداد ورزشی است و به تغییرات عمیق فرهنگی و تربیتی در جامعه مربوط میشود.




