روایتی از خانواده شهید محمدحسین شهریاری در تبریز
خاطرات شهید محمدحسین شهریاری در خانهای در تبریز زنده نگه داشته میشود. نگاه دخترانش، سکوت همسرش و صبر مادرش هر روز یاد او را زنده میکند و هر روایت از او، قصهای از ایثار و عشق به کشور است.

خانواده شهید محمدحسین شهریاری و خاطرات جاودانه
این گزارش به بررسی زندگی و خاطرات شهید محمدحسین شهریاری از زبان اعضای خانوادهاش در تبریز میپردازد. خانهای که روزگاری با حضور پررنگ این شهید گرمی میگرفت، امروز میزبان خاطراتی است که هرکدام از اعضای خانواده به شیوهای خاص آن را حفظ کردهاند.
- هانیه، دختر کوچک خانواده، با خاطراتی کودکانه از پدرش یاد میکند و صحنهای پیشبینانه از زیارت اهل قبور را تعریف میکند
- فاطمه، دختر بزرگتر، از آخرین شب ملاقات با پدر و حس نگرانی عجیب خود میگوید
- همسر شهید زندگی مشترک پر از مأموریتهای موشکی و صبوریهای طولانی را روایت میکند
- مادر شهید که پیش از این شهادت برادرش را تجربه کرده، با صبری مثالزدنی از پسرش یاد میکند
"شهادت برای این خانواده یک حادثه نیست؛ یک فصل است. فصلی که با مادر آغاز میشود، با همسر ادامه مییابد"
"مردی که بیصدا رفت، اما نامش مثل فانوس، روشن ماند"
این روایتها در کنار هم تصویری کامل از ایثار و عشق به وطن ارائه میدهند که فراتر از یک خانواده، نمادی از فرهنگ مقاومت و پایمردی در جامعه ایرانی است.




