رضا امیرخانی و روایتش از تجربهای در حرم امام رضا(ع)
با انتشار خبر بستری شدن رضا امیرخانی، مرور فعالیتهای ادبی این نویسنده دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است. این گزارش به بررسی بخشی از کتاب «قرار با خورشید» و روایت او از آیین غبارروبی حرم امام رضا(ع) میپردازد.

نویسندهای که روایتش را به ایوان طلا گره زده است
با انتشار خبر بستری شدن رضا امیرخانی، مرور فعالیتهای ادبی این نویسنده شناختهشده ایرانی بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. امیرخانی که در حادثه پاراگلایدر در دماوند مصدوم شده، در دهههای اخیر با آثاری مانند «من او»، «قیدار» و «رهش» نقش مهمی در ادبیات معاصر ایران داشته است. یکی از آثار قابل توجه او کتاب «قرار با خورشید» است که در آن تجربه حضور در آیین غبارروبی حرم امام رضا(ع) را به سبک ویژه خود روایت میکند.
نکات برجسته روایت امیرخانی
- دعوت غیرمنتظره از سوی آستان قدس رضوی برای شرکت در مراسم غبارروبی
- توصیف جزئینگرانه فضای حرم، عطرها و نظم مراسم
- مقایسه تجربه «زیارت بیدعوت» با «مراسم رسمی»
- انتقال روایت از سطح شخصی به تأمل اجتماعی و انسانی
- تصویرپردازی از زائرانی که پشت درهای بسته حرم ماندهاند
امیرخانی در بخشی از کتاب مینویسد: «زیارت با برنامهریزی زائر درست نمیشود. آن جور که سفر با برنامهریزی مسافر مکه و کربلا و مشهد و قم و شاهعبدالعظیم هم ندارد پس باید احترام گذاشت به این دعوت.»
او در جایگاهی که خود را «دعوتشدهای نابهجا» میداند، مینویسد: «حالم عوض میشود… شروع میکنم از طرف آن کشاورزی که دم در طلایی بسته ایستاده است به امام رضا سلامدادن.»
این روایت نمونهای از سبک ویژه امیرخانی در تلفیق تجربه شخصی با مشاهده اجتماعی است. اکنون که این نویسنده برجسته در مراکز درمانی بستری است، جامعه فرهنگی کشور امیدوار است روند درمان او با موفقیت پیش رود و شاهد ادامه فعالیتهای ادبی او باشد.




