خوانشی حقوقی، شرعی و تطبیقی از مسئولیت فراموششده نسبت به بازنشستگان
بررسی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی از منظر قانون اساسی، شرع و تجربیات جهانی که نشان میدهد تأمین معیشت و درمان شایسته برای آنان یک تکلیف الزامی است نه یک اختیار اداری.

مسئولیت فراموششده در قبال بازنشستگان تأمین اجتماعی
بازنشستگی در منطق حقوقی و دینی، نه پایان حیات اجتماعی انسان، بلکه مرحلهای از استحقاق، کرامت و آرامش پس از سالها خدمت است. جامعهای که نتواند شأن بازنشستگان خود را حفظ کند، در واقع بنیان اخلاقی و عدالت اجتماعی خویش را تضعیف کرده است. امروز بخش بزرگی از بازنشستگان تأمین اجتماعی با مشکلات معیشتی و درمانی دستوپنجه نرم میکنند در حالی که قوانین موضوعه، شرع مقدس و الگوهای پذیرفتهشده جهانی همگی بر لزوم حمایت مؤثر از آنان تأکید دارند.
- اصل ۲۹ قانون اساسی بهروشنی دولت را مکلف به تأمین اجتماعی کرده است
- قانون تأمین اجتماعی خدمات درمانی و معیشتی را الزامی میداند
- آموزههای قرآنی عدالت و امانتداری را ستون مشروعیت حاکمیت میدانند
- سیره نبوی و علوی بر مسئولیت در قبال حقوق مردم تأکید دارد
- نظامهای رفاهی جهانی بازنشستگی را حق مکتسب میدانند
“بر اساس اصل ۲۹ قانون اساسی: «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، پیری، از کارافتادگی، درمان و مراقبتهای پزشکی، حقی همگانی است و دولت مکلف است طبق قوانین، آن را تأمین کند».”
“پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «أَعْطُوا الْأَجِیرَ أَجْرَهُ قَبْلَ أَنْ یَجِفَّ عَرَقَهُ» (مزد کارگر را پیش از خشک شدن عرقش بپردازید).”
تأمین معیشت در شأن، درمان شایسته و رسیدگی مستمر به وضعیت بازنشستگان، وظیفهای الزامآور و غیرقابل تعلیق است. بازنشستگان نه بار اضافی بر دوش جامعه، بلکه صاحبان حق و سرمایههای انسانی این سرزمین هستند.




