ترور سلیمانی و المهندس؛ تقویت انسجام منطقهای محور مقاومت
شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس نقطه عطفی در معادلات امنیتی خاورمیانه بود که به رغم ماهیت تروریستی، منجر به تقویت همگرایی منطقهای و مشروعیتبخشی به گفتمان مقاومت در برابر سلطه خارجی شد.

ترور سلیمانی و المهندس: نقطه عطف در امنیت منطقه
شهادت سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس تنها یک اقدام تروریستی نبود، بلکه رویدادی تعیینکننده در تحولات امنیتی و سیاسی غرب آسیا محسوب میشود. این حادثه با وجود ایجاد ضایعهای بزرگ برای جبهه مقاومت، به باور ناظران منطقهای به تقویت انسجام و افزایش مشروعیت محور مقاومت انجامید. رویکرد این دو فرمانده بر ترکیب عملیات میدانی، همافزایی نهادهای مردمی و دیپلماسی همسو با اهداف مقاومت استوار بود.
- ترور این فرماندهان معادلات قدرت را به نفع ایران و همپیمانانش تغییر داد
- الگوی عملیاتی آنها در تضاد با مدلهای غربی مبتنی بر زور و فشار بود
- شهادت آنها سازوکارهای جدید همکاری بین کشورهای حامی مقاومت را شکل داد
- مکتب فکری آنها بر اسلام ناب محمدی و عدالتخواهی استوار است
- محبوبیت گسترده آنها در منطقه نشاندهنده اصالت اندیشههایشان است
“سیره عملی این دو شهید بر پایه اخلاص، جهاد و شهادت استوار بود. آنان هیچگاه به دنبال شهرت نبودند و عزتشان را از خداوند گرفتند.”
“مکتب فکری سلیمانی و مهندس امروز نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در میان ملتهای غیر اسلامی نیز به عنوان الگویی از آزادی و استقلال شناخته میشود.”
مجموع دیدگاههای کارشناسان نشان میدهد که ترور این فرماندهان به جای تضعیف جبهه مقاومت، به تعمیق گفتمان مقاومت و تثبیت مکتبی فکری منجر شده است. این میراث راهبردی تضمینکننده تداوم مقاومت در برابر سلطهطلبی خواهد بود.



