ارز چند نرخی راهی برای کاهش فشار تورم بر کالاهای اساسی بوده است
سیاست ارز چند نرخی در ایران با هدف کاهش فشار تورم بر کالاهای اساسی و دارو اجرا شد اما تجربه نشان داده این سیاست به رانت، فساد، بیثباتی اقتصادی و توزیع ناعادلانه یارانه منجر شده است. تحلیلهای جهانی نشان میدهد نظام چند نرخی معمولاً نتایج معکوس دارد.

ارز چند نرخی و پیامدهای اقتصادی آن
سیاست ارز چند نرخی در سالهای اخیر به ابزار اصلی مدیریت بازار ارز در ایران تبدیل شده است. هدف اعلامی این سیاست کاهش فشار تورمی بر کالاهای اساسی و دارو بوده، اما تجربه ایران و مقایسههای جهانی نشان میدهد این نظام معمولاً به جای حمایت از مصرفکننده، به انحراف در تخصیص منابع، رشد رانت و فساد، افزایش بیثباتی و فشار بیشتر بر معیشت مردم منجر میشود.
- رانت و فساد ساختاری: اختلاف معنادار بین نرخهای رسمی و بازار فرصت "سود بدون ریسک" ایجاد میکند
- ضربه به صادرات: نظام چند نرخی انگیزه صادرات را کاهش داده و واردات را تشدید میکند
- بازار سیاه و قاچاق: اختلاف نرخها به رشد بازار غیررسمی ارز و قاچاق منجر میشود
- فشار بر بودجه عمومی: ارز ترجیحی به نوعی "یارانه پنهان" تبدیل شده که به صورت ناعادلانه توزیع میشود
- تضعیف سیاستگذاری: شفافیت کاهش یافته و سنجش قیمت واقعی ارز دشوار میشود
"اقتصاد زمانی کارآمدتر عمل میکند که قیمتها سیگنال واحد بدهند. در نظام چند نرخی، همین سیگنال مخدوش میشود و منابع از مسیر رقابت منحرف خواهد شد."
"هدف اعلامی ارز ترجیحی و چند نرخی، حمایت از مردم در برابر تورم است؛ اما تجربه نشان داده این ابزار میتواند به نتیجه معکوس برسد."
مقایسه با ترکیه نشان میدهد کشورهای دیگر با تورم بالا معمولاً از سیاستهای حمایتی مستقیم مانند افزایش دستمزدها، حمایتهای نقدی هدفمند و تنظیم مالیاتها استفاده میکنند. در حوزه دارو نیز ترکیه از سازوکار "نرخ مرجع دارویی" همراه با بیمه استفاده میکند که فشار کمتری به بیماران وارد میکند. برای کاهش فشار تورمی بر اقشار آسیبپذیر، مسیرهای کمفسادتر و هدفمندتری مانند حمایتهای نقدی هدفمند، تقویت بیمهها و حذف تدریجی شکافهای ارزی وجود دارد.



