مهندسی آشوب با روایت زنانه
بررسی رسانههای معاند نشان میدهد که تمرکز هدفمند بر نمایش حضور پررنگ زنان در صحنههای اعتراضی به عنوان تکنیکی ترکیبی از رسانه و میدان در دستور کار قرار گرفته است.

مهندسی آشوب با روایت زنانه
رصد رسانههای معاند نشان میدهد که در مقطع کنونی، تمرکز هدفمند بر نمایش حضور پررنگ زنان و دختران در صحنههای اعتراضی به عنوان یک تکنیک ترکیبی رسانهای-میدانی در دستور کار قرار گرفته است. این الگو ادامه همان الگوی عملیاتی سال ۱۴۰۱ است که در آن پیوند دادن مطالبات صنفی و اقتصادی به نمادهای عاطفی و هویتی، بستر لازم برای تشدید التهاب اجتماعی را فراهم میکرد.
- برجستهسازی گزینشی: رسانههای معاند با انتخاب قابهایی از بازارها و فضاهای عمومی، سوژه «زن معترض» را به کانون روایت منتقل کردهاند
- پیوندسازی مصنوعی: ایجاد ارتباط میان اعتراضات اقتصادی با حافظه اعتراضی ۱۴۰۱ برای فعالسازی حافظه هیجانی جامعه
- همافزایی رسانهای: هماهنگی میان گزارشهای رسانهای با کنشهای میدانی محدود اما پرهیاهو
- القای شجاعت فراگیر: استفاده از نماد زن برای کاهش هزینه روانی همراهی با اعتراض
- عادیسازی هنجارشکنی: تلاش برای تبدیل اعتراض صنفی به میدان بازتولید دوگانههای سیاسی
"زن در این معادله، بهدلیل سرمایه نمادین اجتماعی، به ابزار افزایش ضریب نفوذ پیام تبدیل میشود"
"این رویکرد، بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، تلاش برای مهندسی ادراک عمومی است"
این الگو در واقع بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، تلاشی برای مهندسی ادراک عمومی است که هدف اصلی آن جلوگیری از فروکش طبیعی موجهای اعتراضی و حفظ فضای التهاب به عنوان سرمایه سیاسی-رسانهای میباشد.


