خودبزرگ بینی حاکمان و ذلت نهادینه مردم: دو روی یک سکه خونبار
تحليلی جامعهشناختی از پيامدهای خودبزرگبینی حاکمان و ذلت پذیری نهادینه شده مردم در تاريخ، با ارجاع به قرآن و انديشههای حکمت الله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران.
خودبزرگبینی حاکمان و ذلت نهادینه مردم
تاریخ شاهد رابطهای متقابل بین خودبزرگبینی حاکمان و ذلت نهادینه شده در جامعه بوده است. حکمت الله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران، در این یادداشت به تحلیل این پدیده میپردازد که چگونه تکبر و نخوت حاکمان، راستبینی و انسانیت را از جامعه سلب کرده و مردمی را پرورش داده که خود را حقیر و ذلیل میپندارند. این dynamic نه تنها یک رذیلت اخلاقی، بلکه یک توهم خطرناک است که واقعیتها را تحریف میکند.
- ریشههای تاریخی: خودبزرگبینی حاکمان ریشه در روانشناسی، جامعهشناسی و تاریخ فرهنگی دارد
- تأثیر بر جامعه: ذلت پذیری نهادینه، شور و نشاط زندگی و اراده جمعی را نابود میکند
- ارجاع به قرآن: آیه ۱۸ سوره لقمان بر ناپسند بودن کبرورزی تأکید میکند
- نمونههای تاریخی: از فرعون تا پاپهای قرون وسطی، نمونهای از این خودبزرگبینیها
- پیامدهای مدرن: این پدیده در عصر حاضر به شکل پیچیدهتری تداوم یافته است
“إنَّ اللهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخُور” (سوره لقمان/۱۸) “این جهان کوه است و فعل ما صدا - سوی ما آید نداها را صدا” (مولوی)
در نهایت، این چرخه شوم باعث سقوط حاکمان و فروپاشی جامعه میشود و تنها با آگاهی و بازگشت به “راستبینی” میتوان این دور باطل را شکست.



