نسبت معرفتشناسی متعالیه با فلسفه علم و فایده آن در علم سیاست
نشست نقد کتاب «نظریه واقعگرایی متعالی در فلسفه علم سیاست» با حضور مؤلف دکتر محمد پزشکی و ناقدان برگزار شد. بحث اصلی بر سر نسبت معرفتشناسی متعالیه با فلسفه علم و کاربرد آن در علم سیاست متمرکز بود.

نسبت معرفتشناسی متعالیه با فلسفه علم
نشست نقد کتاب «نظریه واقعگرایی متعالی در فلسفه علم سیاست» با حضور دکتر محمد پزشکی مؤلف اثر و ناقدانی چون سیدصادق حقیقت و حجتالاسلام سیدمحمدتقی آلسیدغفور در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد. این نشست فراتر از معرفی یک اثر، مواجهه دو رویکرد فلسفی و پارادایمی متفاوت بود.
حکمت متعالیه به عنوان یک مکتب فلسفی جامع، واقعگرایی را صرفاً محدود به واقعیتهای عینی نمیداند بلکه واقعیتهای برساختی را نیز شامل میشود. این مکتب با ایده واقعگرایی ساده مخالف است و بر تصرفات ذهن در صورتهای ادراکی تأکید دارد.
- کتاب به بررسی واقعگرایی هستیشناختی، واقعگرایی معرفتشناختی و نظریه صدق در پدیدههای سیاسی میپردازد
- ناقدان بر ضرورت تعریف دقیق مفاهیم کلیدی مانند «نظریه» و «واقعگرایی» تأکید کردند
- بحث اصلی بر سر نسبت میان معرفتشناسی و فلسفه علم متمرکز بود
- مؤلف بر «پارادایممحوری مفاهیم» به عنوان رویکرد اصلی کتاب تأکید کرد
سید صادق حقیقت: «خواننده در پایان کتاب با این پرسش مواجه میشود که اکنون که این اثر خوانده شده است، فایده آن در علم سیاست چیست؟»
آل سیدغفور: «در متن کتاب، مسائل حوزه معرفتشناسی با مسائل حوزه فلسفه علم خلط شده است»
پزشکی در پاسخ تصریح کرد که حتی اگر ملاصدرا یا علامه طباطبایی اصطلاح «فلسفه علم» را بهکار نبرده باشند، این به معنای فقدان نسبت عقلی میان معرفتشناسی متعالیه و فلسفه علم نیست. از منظر پارادایم وجودی، آنچه ناقدان خلط تلقی میکنند در واقع نوعی پیوستگی درونی میان این دو حوزه است.



