روایت تلخ از مجروحیت مدافع نظم عمومی در ناآرامیهای بیرجند
حکایت هجدهم دی بیرجند، شرح هزینههایی است که یک آشوب سازمانیافته بر پیکر مدافعان نظم و خانوادههایشان در خراسان جنوبی تحمیل کرد و منجر به مجروحیت شدید یک نیروی امنیتی شد.

شرحی بر حوادث هجدهم دی بیرجند و فداکاری مدافعان
هجدهم دی ۱۴۰۴ در بیرجند، روزی است که با خون نوشته شد و از یک تظاهرات به اصطلاح مسالمتآمیز، به عرصهای از هرج و مرج و درگیری تبدیل گشت. در این شب، شاهد اقداماتی نظیر آتشسوزی اماکن دولتی و به آتش کشیدن خودروهای نیروی انتظامی بودیم که تصویری تاریک از آن روزها را به نمایش گذاشت. این وقایع نه تنها نظم عمومی را به شدت برهم زد، بلکه هزینههای جبرانناپذیری بر جامعه و نیروهای حافظ امنیت تحمیل کرد.
پشت این حوادث، داستان فداکاری و ایثار انسانهایی نهفته است که وظیفه خود را در حفظ آرامش به انجام رساندند. روایت زیر بر زندگی یکی از مدافعان امنیت در خیابان معلم بیرجند تمرکز دارد که برای حفظ امنیت شهر جان خود را سپر کرد. این مدافعان، که اغلب بدون سلاح دفاعی وارد عمل میشدند، در مواجهه با جمعیتی متراکم از معترضان و اغتشاشگران قرار داشتند.
لحظات درگیری و مجروحیت
در سرمای سوزناک آن شب، این مدافع و همکارانش در آمادهباش برای کنترل اوضاع در اطراف سالن شهید سرحدی بودند. در میان هیاهو، جایی که برخی با خشونت فزاینده سعی در برهم زدن نظم داشتند، این مأمور تلاش میکرد با بردباری و استدلال آرامش را برقرار سازد. با این وجود، او مورد حمله فیزیکی قرار گرفت. در اوج درگیری، مشتی سهمگین به ناحیه گیجگاه وی اصابت کرد و پس از آن، ضربات متوالی دیگری به پشت او وارد شد که منجر به زخمی شدن شدید قفسه سینهاش گردید. این حملات نقطه پایانی بود بر مقاومت او در آن لحظات، که باعث شد دنیا در سیاهی فرو رود.
هنگامی که چشم گشود، خود را در محیط استریل بیمارستان یافت، وضعیتی که تضادی کامل با غوغای خیابان داشت. درد جسمی در کنار یادآوری وظیفه ناتمام، ذهن او را به صحنه بازگرداند. او با وجود آسیبهای وارده، در عمل بهای حفاظت از شهر را با خون خود پرداخت.
“آن شب، خیابان معلم بیرجند تنها یک خیابان نبود، بلکه فرش پای افراد کوچک و بزرگی بود که برخی به نشانه اعتراض آمده و عدهای فقط برای اغتشاش.”
“او بر تخت بیمارستان دراز کشیده بود، اما روحش هنوز در خیابان معلم بیرجند، در آن سرمای سوزان هجدهم دی، در حالی که بهای حفاظتش را با خون خود بر سنگفرشها رقم زده بود، ایستاده باقی مانده بود.”
- این حوادث نشان داد که چگونه مرز بین اعتراض و اغتشاش به سرعت از بین رفت.
- مدافعان امنیت در آن شب بدون استفاده از سلاح دفاعی، سعی در کنترل موقعیت داشتند.
- ضربه فیزیکی وارده منجر به آسیبهای جدی در ناحیه سر و قفسه سینه این مأمور شد.
- واقعه هجدهم دی، فصلی از رنجنامه جمعی نیروهای حافظ نظم است.
این روایت تلخ، نشان میدهد آشوب سازمانیافته چه تأثیری بر سلامت و آرامش مردان و زنان بیادعایی دارد که در خط مقدم حفظ امنیت ایستادهاند و نه تنها خانوادهها را داغدار میکند، بلکه جسم و روان آنان را نیز هدف قرار میدهد.


