عدالت باید از «خانه» آغاز شده و تا دورترین لایههای جامعه امتداد یابد
بررسی نسبت میان آرمان عدالت اجتماعی انقلاب اسلامی ایران و ریشههای آن در آموزههای دینی، بهویژه سیره امام علی (ع)، و چالشهای پیش رو در تحقق این آرمان.

مبانی نظری عدالت در اندیشه اسلامی و انقلاب
عدالت اجتماعی یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی ایران بود که با هدف مقابله با نابرابریهای فاحش طبقاتی و بیعدالتی ساختاری شکل گرفت. این آرمان صرفاً یک خواسته سیاسی نیست، بلکه ریشه در تعالیم عمیق دینی و سیره ائمه اطهار، به ویژه حضرت علی (ع)، دارد. در تفکر اسلامی، عدالت یک اصل ثابت و مطلق اخلاقی است، نه یک مفهوم متغیر. قرآن کریم صراحتاً بر اجرای عدالت تأکید دارد، حتی در مواجهه با دشمنان، چنانچه میفرماید: “یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ”. این نگاه، عدالت را ستون قوام جامعه میداند. در مکتب نهجالبلاغه، عدالت بر جود و بخشش ارجحیت دارد، زیرا جود استثنایی است اما عدل یک قانون عام است که همگان را در جایگاه خود قرار میدهد. امیرالمؤمنین (ع) عدالت را عامل «همسطح شدن» جامعه میدانست که مانع از شکلگیری طبقات اشرافی و تضییع حقوق ضعفا میشود.
فرصتهای انقلاب در مسیر عدالت
انقلاب اسلامی با تغییر پارادایم حکمرانی، عدالت را از مفهوم انتزاعی به طرح عملیاتی تبدیل کرد. فرصت اصلی ایجاد شده، بازتعریف کارگزار اسلامی بود که باید مساوات را در کوچکترین رفتارها رعایت کند. انقلاب همچنین تمرکز خود را بر نفی تبعیضهای دوران پیشین و توزیع عادلانه منابع در مناطق محروم قرار داد. نهادهای انقلابی با روحیه جهادی تلاش کردند تا با شروع از تقسیم بالسویه بیتالمال، فاصله طبقاتی را کاهش داده و دسترسی محرومین به حقوق اولیه نظیر آموزش و بهداشت را تسهیل کنند.
چالشهای پیش رو در تحقق عدالت
مسیر تحقق عدالت خالی از چالش نیست. یکی از اصلیترین موانع، مقاومت «عادتیافتگان به تبعیض» و همچنین ساختارهای بوروکراتیک است که گاهی اجرای دقیق عدالت را دشوار میسازد. چالش مهم دیگر، تضاد میان قانون و عدالت است؛ اگر قوانین در اجرا تبعیضآمیز باشند، اعتماد عمومی خدشهدار میشود. تحقق کامل عدالت مستلزم آن است که از «خانه» آغاز شده و تا دورترین لایههای جامعه امتداد یابد. عدم نظارت کافی بر کارگزاران و غلبه روابط بر ضوابط، سلامت آرمانهای عدالتخواهانه را به چالش میکشد.
“در مکتب نهجالبلاغه، عدالت بر «جود» ارجحیت دارد، زیرا جود یک جریان استثنایی است، اما عدل یک قانون عام است که همه را سر جای خود مینشاند.”
“عدالت مایه روشنی چشم کارگزاران و قوام زندگی انسان است، و انقلاب اسلامی تنها با پایبندی دائم به این اصل میتواند بر چالشها فائق آید.”
در نهایت، عدالت اجتماعی نه تنها یک هدف بلکه «شرط لازم» برای بقای حکومت اسلامی است. تداوم پیوند مردم و حاکمیت در گرو موفقیت در اجرای مستمر و بدون تخلف این اصل اساسی و برگشت دائم به سیره علوی در مقابله با هرگونه ویژهخواری و رانت است.



