انقلاب اسلامی نظریههای رایج انقلابها را دگرگون کرد
رئیس سازمان بازرسی کل کشور: انقلاب اسلامی ایران تمامی نظریههای رایج در مورد انقلابها و فلسفه تحولات جهانی را که مبتنی بر بلوک شرق و غرب بود، باطل کرد.
دگرگونی نظریات انقلابها توسط انقلاب اسلامی
ذبیح الله خدائیان، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، در مراسم گرامیداشت چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، بر اهمیت راهبردی و جهانبینی این رویداد تأکید کرد. وی انقلاب اسلامی ایران را منشأ تحولی بنیادین دانست که نظریههای رایج در باب انقلابها را در سطح جهانی به چالش کشید و مهر ابطال بر آنها زد. خدائیان اظهار داشت که پیش از این، تمامی تحولات انقلابی یا در چارچوب مبانی کمونیستی و مارکسیستی بلوک شرق دستهبندی میشدند یا پیرو مکاتب لیبرالی بلوک غرب قلمداد میگشتند. در هر دو نظریه غالب، دین و مذهب نقشی در فرآیند تحول اجتماعی نداشتند و حتی دین به عنوان “افیون تودهها” معرفی میشد.
انقلاب اسلامی ایران این پارادایمهای غالب را شکست و نشان داد که دین میتواند منشأ اصلی تحولات عمیق و بنیادین در یک جامعه باشد. این امر موجب شد تا نظریهپردازان جهانی مجبور به بازنگری در اصول و تحلیلهای خود در مورد ماهیت انقلابها شوند. خدائیان همچنین به تداوم دشمنیهای خارجی پس از پیروزی انقلاب اشاره کرد و آن را دلیل مخالفت مستمر “استکبار جهانی” با ایران دانست.
- انقلاب اسلامی نوری بود که تاریکی را از کشور زدود و به سلطه بیگانگان و استبداد داخلی پایان داد.
- نظریههای رایج پیش از انقلاب، انقلابها را صرفاً شرقی یا غربی و خلع شده از نقش دین میدانستند.
- نظریه اسلامی انقلابی، جایگاه ویژهای برای نقشآفرینی دین به عنوان منشأ تحول قائل شد.
- علت مخالفتهای پایدار جهانی با انقلاب، ناشی از برهم زدن نظم و نظریههای موجود آنها است.
- اعمال تحریمها، تحمیل جنگ و ترورها، نشاندهنده عمق این دشمنیها از روزهای نخستین است.
“انقلاب اسلامی مهر ابطال بر نظریههای رایج درباره فلسفه و مبانی انقلابها در جهان زد.”
“در این نظریات، هیچ جایگاهی برای نقشآفرینی دین بهعنوان منشأ تحول وجود نداشت و حتی مذهب را بهعنوان افیون تودهها معرفی میکردند.”
در مجموع، اظهارات رئیس سازمان بازرسی کل کشور بر ابعاد ایدئولوژیک و فکری انقلاب اسلامی تأکید داشت؛ انقلابی که نه تنها ساختار سیاسی کشور را تغییر داد بلکه چارچوبهای فکری و تحلیلی حاکم بر درک جهانی از تحولات اجتماعی و سیاسی را نیز دچار دگرگونی ساخت. درک ریشههای این دشمنیها نیازمند مطالعه عمیق تاریخی و تحلیلی است.



