پیامدهای پیچیده قطع گاز صنایع در زمستان: چالشی در اولویتبندی مصرف
بررسی هزینههای اقتصادی قطع گاز صنایع در زمستان ایران و مقایسه آن با مدیریت تقاضا در بخش خانگی و تجربیات بینالمللی.

تحلیل بحران اولویتبندی مصرف گاز در ایران
هر ساله با فرارسیدن زمستان و افزایش مصرف خانگی، شبکه گاز ایران دچار تنش میشود و سیاستگذاران مجبور به تصمیمگیری درباره اولویتبندی مصرف میشوند. رویه رایج در ایران، که در آن بخش خانگی اولویت مطلق دارد و پس از آن نیروگاهها و در نهایت صنعت قرار دارند، اگرچه از منظر اجتماعی قابل درک است، اما هزینههای سنگینی بر پیکره اقتصاد تحمیل میکند. در زمستان ۱۴۰۴، صنایع انرژیبَر مانند فولاد و سیمان مجدداً با محدودیت گاز مواجه شدند، که این امر منجر به کاهش تولید و روی آوردن نیروگاهها به سوخت مایع، همچون مازوت، شد. این چرخه نه تنها هزینههای تولید برق را بهطور معناداری افزایش میدهد بلکه تشدید کننده آلودگی هوا و فشار تورمی بر جامعه است.
بر اساس آمارهای شرکت ملی گاز ایران، حدود ۳۰ درصد از مشترکان خانگی مسئول مصرف بیش از ۶۰ درصد گاز این بخش هستند. این آمار نشان میدهد که ناترازی در مقایسه با هزینههایی که بر صنایع تحمیل میشود، عمدتاً ناشی از پرمصرفی در بخش خانگی است که به دلیل عدم اعمال محدودیتهای متناسب با مصرف، تحت فشار قرار نمیگیرد. کارشناسان انرژی، از جمله محمدصادق مهرجو، تأکید میکنند که تا زمانی که مدیریت تقاضا در بخش خانگی جدی گرفته نشود و پرمصرفها هزینه واقعی مصرف خود را پرداخت نکنند، صنعت بهعنوان قربانی اصلی کمبودها باقی خواهد ماند.
- عدالت مصرف انرژی باید به معنای تخصیص بهینه منابع با بیشترین منفعت اقتصادی باشد، نه صرفاً ارزان بودن قیمت برای همه.
- نادیده گرفتن ارزش افزوده گاز در صنایع در مقابل مصرف غیرضروری خانگی، به معنای اتلاف منابع ملی است.
- جایگزینی گاز با سوخت مایع در نیروگاهها بهرغم افزایش هزینههای عملیاتی، پیامدهای زیستمحیطی جدی دارد.
- تحلیلها نشان میدهد که قطع گاز صنعت، یکی از پیشرانهای تورم پنهان در اقتصاد است، زیرا صنایع هزینههای از دست رفته را در قیمت نهایی کالاها جبران میکنند.
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، معتقد است: «عدالت انرژی یعنی پرمصرف، هزینه پرمصرف بودن را بپردازد، نه اینکه صنعت و اشتغال کشور قربانی شود.»
محمدصادق مهرجو تأکید میکند: «هر بار که گاز صنعت قطع میشود، ما در واقع تورم آینده را امضا میکنیم. این هزینه شاید امروز در قبض گاز خانوار دیده نشود، اما چند ماه بعد در قیمت سیمان، فولاد، مسکن و حتی مواد غذایی ظاهر میشود.»
تجربیات جهانی مانند ترکیه یا برخی کشورهای اروپایی نشان میدهد که مدیریت بحران انرژی با استفاده از تعرفههای بازدارنده شدید برای پرمصرفها و سرمایهگذاری در ذخیرهسازی زیرزمینی، امکان حفظ تولید صنعتی و جلوگیری از قطع گسترده گاز صنایع را فراهم میکند. بحران گاز زمستانی ایران در سال ۱۴۰۴، بیشتر یک بحران حکمرانی مصرف است تا بحران تولید. خروج از این بنبست نیازمند بازتعریف جدی اولویتبندیها، اصلاح ساختار تعرفهها و در نظر گرفتن ارزش اقتصادی ناشی از مصرف است تا چرخه تضعیفکننده اقتصادی متوقف شود.

